پارت پنجاه و پنجم :

از اتاق بیرون اومدم.
با سر دنبال عرفان گشتم ولی پیداش نکردم. حتی تو آبدارخونه هم نبود.
اعترافش یجوری من‌و گیج کرده بود که داشتم دور خودم می‌چرخیدم برای پیدا کردنش.
تا اینکه الهه تماس رو قطع کرد و بعد از اینکه گوشیِ تلفن رو سرجاش قرار داد، گفت:
- دنبال آقای فصیحی می‌گردید خانوم؟
- آره، تو ندیدی کجا رفتن؟
با سر اشاره‌ای به پله‌ها کرد و گفت:
- چرا اتفاقاً دیدم که رفتن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
آخرین نظرات ارسال شده
  • یه بنده خدا

    0

    ننهه چرا دارید درباره مهراب اینجور حرف میزنییدد؟؟😭😭

    ۱ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    مهراب...خیلی بد کرد با آشوب🫠

    ۱ هفته پیش
  • نسترن

    0

    اعتراف قشنگی بود و اهنگی که گذاشته بودی عالی شد دمت گرم دختر

    ۱ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ❤️✨

    ۱ ماه پیش
  • Biti

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چرا مگههههه؟ خیلی قشنگن بخدا🥹

    ۲ ماه پیش
  • معصومه

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    خدا لعنتش کنه 💔

    ۲ ماه پیش
  • نگار

    0

    وایی همه چی این پارت بیست بود🤩😍چرا من آنقدر بابت اعتراف غریبانه ی عرفان و آشوب ناراحتم چرا این آهنگ جوریه که میتونم تمام صحنه ها رو تو خیالم ببینم و چرا بغض کردم ولی کنمم نیست چرا آنقدر دلم برا آشوب عرفان میسوزه🥺 چرا دوست دارم مهراب رو با دست های خودم خفه کنم😫مرسی حدیث پارت بی نظیر بود💙💙

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    شاید چون احتمال می‌دیم این دوتا قرار نیست تا ابد بهم دیگه برسن 💔

    ۲ ماه پیش
  • نگار

    0

    چقدر اینا بدبختم💔🥺😩💙💙

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آره بخدا 🥲

    ۲ ماه پیش
  • مهسا

    0

    همش احساس میکنم رمان قراره آخرش غم انگیز بشه

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    سعی می‌کنم پایان خوش داشته باشه

    ۳ ماه پیش
  • مهسا

    0

    کاش آشوب و عرفان بهم برسن چقد اعتراف عرفان قشنگ و دلنشین بود کاش مهراب زودتر بره پی کارش بدونه اینکه اتفاقی برای رابطه آشوب و عرفان بیوفته بیشرف مهراب همین الانشم بزرگ ترین ضربه رو به عرفان زده

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    هم به عرفان ضربه زده، هم به آشوب...توی پارت امشب قراره یکی از این‌ها رو از دست بدیم

    ۳ ماه پیش
  • Zahra

    0

    من دیگ بر نمی تابم.👀 عر مهراب ؛ عرفانم عاشق شد یعنی؟ ب همین زودی ارغوان گاو یادش رفت؟ چی شد پس حدیث خانم میگفتی عاشق ماشقِ انقدر پر سرعت عاشق میشه آدم.؟

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    صبور باشید 🙏🏻

    ۳ ماه پیش
  • Zahra

    0

    وی درحال سکته می باشد..

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    پارت بعدی رو خوندی که متوجه بشی استرس و هیجان یعنی چی؟

    ۳ ماه پیش
  • Zahra

    0

    خوندمم ولی دلم نمیاد مهراب چیزیش بشه😭

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    منم دلم نمیاد کسی جز مهراب چیزیش بشه🥲

    ۳ ماه پیش
  • Zahra

    0

    نمیشه کسی چیزیش نشه☠️😂

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نه😈

    ۳ ماه پیش
  • دشمن خونی عوضی اعظم

    0

    الهیی من خودم سنگ قبرتو بشورمم عوضی اعظمم که نمیزاری این دو تا بچه زندگیشونو بکنن

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فعلاً که آشوب زنِ مهرابه🙃😂

    ۳ ماه پیش
  • دشمن خونی عوضی اعظم

    0

    خدا خفهه کنه این عوضی اعظمو😭😭😂

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فعکررررر نکنم🤣🤣

    ۳ ماه پیش
  • زن حدیث

    0

    ویی خدانکنه🥲❤️ 🩹

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    خدا بکنه😑وای یعنی پارت امشب اعصابم رو به هم ریخته

    ۳ ماه پیش
  • زن حدیث

    0

    نگوو زن🥺💔❤️ 🩹

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🥹💔

    ۳ ماه پیش
  • Zahea

    0

    تو روخدا مهرابمو اذیت نکنید 🥲اون بچم گناه داره

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    از چه لحاظ گناه داره 🧐

    ۳ ماه پیش
  • Zahra

    0

    همینکه من عاشقشم یعنی گناه داره😂🥲 منن می دونم این آخرش بچه سربه راه خوبی میشه نکشیشش😂😭

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چی بگم والا

    ۳ ماه پیش
  • مبینا

    0

    خییلی اعتراف قشنگی بوود،ولی بخاطر وجود نحس اون مهراب چیزز صفت دلم براشون میسوزه

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    پارت بعدی رو هم مطالعه کنید. دردسرها تازه دارن شروع می‌شن...

    ۳ ماه پیش
  • دشمن خونی عوضی اعظم

    0

    وایی مامانن من میمیرم برا آشوب و عرفانن😭😭ای خداا اخه چرا انقدر دیر اعتراف کردیی عرفانن😭😭

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    دیر شد ولی امیدوارم اتفاق بدی برای عشق‌شون نیفته :)

    ۳ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    ای جان یعنی میشه بعد از کلی سختی که تو راهه عرفان به آشوبش برسه🫠ولی واقعا عرفان و آشوب حس خیلی خوبی به آدم میدن اصلا مکمل همن😉ممنون از نویسنده گل بابت پارت به این شیرینی 🥺

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    دقیقاً مکمل رو خوب اومدی👏🏻 امیدوارم مانعی که جلوشونه باعث نشه که از هم دور بمونن:)

    ۳ ماه پیش
  • Sara

    0

    اوخی عرفان واشوبم خیلی بهم میان ناناسی ایشاله مهراب سرنگون شه شمادوتابهم برسیدبلاها🥹🫶 تف توروحت مهراب مرتیکه عوضی😂

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    به انتهای عشق‌شون فکر می‌کنم قلبم درد می‌گیره💔

    ۳ ماه پیش
  • Sara

    0

    نه حدیث باروح وروانم بازی نکن🥲😭

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    دارم با روح و روان خودمم بازی می‌کنم 🫠😂

    ۳ ماه پیش
  • Sara

    0

    هعی خدانکن اینجوری🥲😂

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🥲😂

    ۳ ماه پیش
  • سرو

    0

    وای خدا عجب پارتی عرفان هم عجب غیرتی خرج کرد خوب زودتر آتیش میزدی مرد

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بنظرتون می‌تونه حریف مهراب بشه؟

    ۳ ماه پیش
  • سرو

    0

    من به معجزه ی عشق باور دارم پس از پسش برمیاد خواهشا امیدم رو نامید نکن حدیث جون😭

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ببینیم چی می‌شه دیگه🙃

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️