پارت بیست و هشتم :

از نگاه آرش

یه نخ سیگار روشن کردم تا بلکم سرگرم شم.نمی‌تونستم جلوی خمیازه‌ کشیدنمو بگیرم.
ارشک با قیافه‌ی خنثی: «چه‌طور می‌تونی هر پنج ثانیه یه بار خمیازه بکشی؟»
خندیدم.
عصبانی شد: «اگه انقد خسته‌ای چرا نذاشتی آرن یا اسکینی بیاد؟»
گفتم: «خسته نیستم.حوصله‌م که سرمی‌ره خمیازه‌ها هجوم میارن.»
به ساعت مچی‌ش نگاه کرد: «شرط‌بندی بعد از نیمه شب شروع می‌شه.وقتشه ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آرش در رمان نیو آرش
تصویر شخصیت آرن در رمان نیو آرن
تصویر شخصیت مکانیزم آنتیکیترا در رمان نیو مکانیزم آنتیکیترا
تصویر شخصیت آرمان در رمان نیو آرمان
تصویر شخصیت ارشک آرمان‌سا در رمان نیو ارشک آرمان‌سا
تصویر شخصیت سروان اسکینی در رمان نیو سروان اسکینی
تصویر شخصیت نیوارا در رمان نیو نیوارا
تصویر شخصیت جان در رمان نیو جان
تصویر شخصیت نیو در رمان نیو نیو
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • گلی از گل‌های نیو

    0

    میخوام اسمم و تغییر بدم به زن عموی نیو (زنِ آرش) نشاط باید بهم اطمینان بدی آرش ظاهر خوبی داره🌚

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    مطمئن باش✋

    ۶ روز پیش
  • مامانِ نقره زنِ آرش

    0

    عالیه لطفا منو به عقد آرش دربیار نشاط

    ۵ روز پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ⁦⊙⁠.⁠☉⁩

    ۶ ساعت پیش
  • گلی از گل‌های نیو

    0

    نمیدونستم نیو به آرش رفته زود آرش و قضاوت کردم و مثل چی پشیمونم آرش الان برام مثل نیوه:))✨️

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    حتی قیافه‌هاشونم شبیه همه 😂

    ۶ روز پیش
  • مامانِ نقره زنِ آرش

    0

    الهی قربون جفتشون برمم*-*🌚💘✨️💅

    ۵ روز پیش
  • گلی از گل‌های نیو

    0

    خب آرش از بلک لیستم خط خورد به فیوریتام اضافه شد اصلا فنش شدم نمیدونستم انقدر خره✨️😂

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    به همین سادگی؟😅

    ۶ روز پیش
  • مامانِ نقره زنِ آرش

    0

    بله ب همین سادگی😌

    ۵ روز پیش
  • زن حاجی

    0

    میبینی چه داداش و بابا و عمو خوبین اینا، همش قضاوت😔

    ۲ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    امان از قضاوت...

    ۶ روز پیش
  • طرافدار نقره

    2

    حاجیی همه شخصیتا انقدرر خفنن که هر ثانیه که میگذره بیشتر کراش میزنمم رو همشوون

    ۲ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😇❤️

    ۶ روز پیش
  • 😎چشم کهربایی

    2

    حوس برف و عسل کردم وای برف و شیرهه🤤🍧

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    به عنوان یه ملایری دلم واسه برف و شیره تنگ شده 😔❤️

    ۶ روز پیش
  • 😎چشم کهربایی

    1

    هر پارت ک میاد شخصیتا بجای منفور شدن عزیزتر میشن 🤭 نمونه اش آرش الان آن نفرت شد ولی ارشک ن کامل😒

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ارشکم آدم خوبیه 😔

    ۶ روز پیش
  • 😎چشم کهربایی

    1

    شخصیت های رمان انقدر ک خفنن هر کدوم واقعا نمیشه طرف یکیو فقط گرفت😭 نمیشه دیگ هیت داد

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ⁦ಥ⁠‿⁠ಥ⁩❤️

    ۶ روز پیش
  • 😎چشم کهربایی

    2

    وایی عزیزم ترکوندی قلمت حرف نداره تو بهترین های ادامه نیو واقعا شاهکاره 😍🥰🫂😭

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    لطف داری❤️

    ۶ روز پیش
  • ناز

    4

    رمان عالی بود خیلی خفن می نویسی فقط میشه خواهش کنم هر پارت انقدر دیر نیاد؟ واقا منتظر موندن خیلی سخته عاشقشم و نسخی میکشمم

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    خیلی ممنون❤️ سعی می‌کنم.

    ۶ روز پیش
  • ناز

    1

    سوبر مگه اسم تو شادی احمدی نیست چرا بچهاا میگن نشاط

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    چون خودم بهشون گفتم

    ۶ روز پیش
  • شوسپک

    0

    من منتظر بیلاخ نیوی به نیوارام😎

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    🥲

    ۶ روز پیش
  • قل سوم(فانوس)

    0

    ارشک بابای نیوه الان؟من گیج شدم چرا همه از قبل ارشکو میشناختن من احساس غریبی میکنم تو کامنتا

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    بله.اونا تیزن،سریع فهمیدن.

    ۶ روز پیش
  • گلی از گل‌های نیو

    2

    نشاط عموهای دوست داشتنی ای خلق میکنیاا :))❤️

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    عموهای تخیلی دوس دارم 😅

    ۶ روز پیش
  • گلی از گل‌های نیو

    2

    وقتی ارشک به نیو میگه بچم بچم دلم میخواد شرحه شرحش کنمم مرتیکهه لاشخورر

    ۳ هفته پیش
  • زن بابای نیو

    2

    هوو به شوهر من چپ نگا کنی راستت میکنمم

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    چرا؟ خب بچه‌شه!

    ۶ روز پیش
کپی شد!