پارت بیست و هفتم :

نیوارا: «در تمام زندگیم مفهوم نگرانی رو درک نکرده بودم،تا زمانی که با تو آشنا شدم!»
خندیدم: «متأسفم که همچین حسی داری،ولی از طرفی تجربیات جدید کسب کردی.این نشونه‌ی رشد شخصیه.»
نیوارا: «آنتیکیترا که درست کار نکرد.چرا می‌خوای وارد شرط‌بندی بشی؟»
«می‌خوام شانس‌مو واسه به دست آوردن ثروت تپلی که گفتی امتحان کنم.اگه نشد دستگاه رو به عنوان عتیقه می‌فروشم.»
چپ چپ نگام کرد: «باش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آرش در رمان نیو آرش
تصویر شخصیت آرن در رمان نیو آرن
تصویر شخصیت مکانیزم آنتیکیترا در رمان نیو مکانیزم آنتیکیترا
تصویر شخصیت آرمان در رمان نیو آرمان
تصویر شخصیت ارشک آرمان‌سا در رمان نیو ارشک آرمان‌سا
تصویر شخصیت سروان اسکینی در رمان نیو سروان اسکینی
تصویر شخصیت نیوارا در رمان نیو نیوارا
تصویر شخصیت جان در رمان نیو جان
تصویر شخصیت نیو در رمان نیو نیو
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ماهو

    0

    بنده به نوبه خودم از کاربر Hary the wise کمال تشکر رو دارم بابت تلاش ستودنیشون در گذاشتن کامنت. از همینجا به شما خدا قوت میگم😁😂

    ۳ هفته پیش
  • Harry The Wise

    0

    منونم🤝✨️ اگه کتاب بود حتما زیر تمام جملات خط میکشیدم و براشون نظر مینوشتم

    ۳ هفته پیش
  • ماهو

    0

    توی واتپد همچین قابلیتی هست که بشه زیر هر پاراگراف کامنت گذاشت ولی اینجا نداره متاسفانه😓

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    متاسفانه ☹️

    ۶ روز پیش
  • sober | نویسنده رمان

    منم ازش ممنونم😍 اگه همه مثه این عزیز کامنت می‌ذاشتن الان نیو هم جزو رمان‌های داغ بود‌😄❤️

    ۳ هفته پیش
  • زن حاجی

    0

    وای جوری که تنبیهش کرد😂😂

    ۲ هفته پیش
  • کبری

    0

    نیوارا نیو رو فریب داد دلم سوخت🥺

    ۲ هفته پیش
  • گردنبند آرن

    0

    وای فقط آخرش 😂 عالی بود نشاط عالی

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😅❤️

    ۳ هفته پیش
  • Harry The wise

    1

    هرکی بخواد الماس ها رو از دستش بگیره باید بره سرآع جنازه نیو و سعی کنه گره دستای خشک شده اش رو باز کنه و تازه اون موقع هم باز قول نمیدم بتونه!🤣

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😂

    ۳ هفته پیش
  • Harry The Wise

    0

    فکر میکنم این یارو که دلش کتک میخواد خیلی تو انتخاب آدم ها کارش خوبه چون هر دو دفعه به نیو نزدیک شد🤣 و آخرش هم به مُراد دلش رسید. کاشکی منم مثل این دیونه زود به آرزوهام میرسیدم. البته که کتک خوردن از نیو باید خیلی زیبا باشه✨️✨️✨️✨️

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    اونم شانسش از ما بیشتره😔😂

    ۳ هفته پیش
  • Harry The Wise

    0

    نه ولی بعد از این همه تلاش و بدبختی کشیدن واقعا ناراحت میشم اگه نیو الماس ها و آنتیکیترا رو از دست بده یعنی ازش به زور بگیرنشون😔💔 محض رضای خدا بذارین این بچه ثروتمند بشه خب. میتونست تمام دنیا رو آتیش بزنه ولی فقط پول میخواد بچه ام😔

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    می‌خواست پولدار بشه ولی حالا باید بره زندان😔 ولی قول میدم زود از زندان فرار کنه✌️

    ۳ هفته پیش
  • Harry The Wise

    0

    نه خوشم اومد! انگار نیوارا حسابی از معامله ای که با آرن داشت درس گرفته و تونسته راهی برای مقابله با نیو پیدا کنه🤣 ولی نباید وسط اون معرکه بچه مو تنها میذاشتی پیرمرد!

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    از این خانواده کینه به دل گرفته 😄

    ۳ هفته پیش
  • Harry The Wise

    0

    یعنی این آرن کاری با نیو کرد که حتی مردنش هم براش مهم نیست تا وقتی بتونه در راه رسیدن به ثروت کشته بشه. البته احتمالا از دورانی که باباش شروع به کتک زدنش کرد این حس رو داشته و الان فقط بدتر شده😔 برای دل شکسته نیو غمگینم💔

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😔❤️

    ۳ هفته پیش
  • Harry The Wise

    0

    یه سوال دارم نویسنده جون! اون متنی که دم غتر نوشته بود به چه زبانی بوده دقیقا؟ و اینکه چطوری نیو تونست تصویر توی آینه رو بینه و وقتی نه موجود ماورائیه نه جادوگر(البته تا اونجای که میدونیم یا شایدم نمیدونیم)؟

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    به زبون پارسی میانه بود.نیو در واقع هیچی ندید و چون به تنها چیزی که فکر می‌کنه پوله،احساس درونی‌شو گفت : هیچی واسه خرید و فروش نمی‌بینم. قانون هم همین بود،اینکه هر شخص درونشو توصیف کنه.

    ۳ هفته پیش
  • Harry The Wise

    0

    فکر کنم منم غیرمستقیم باعث رشد شخصیتی ناخواسته ی کسی شدم ولی به اندازه ای که جان از نیو تشکر کرد، ازم منون نبودن😒

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    هیچکس به اندازه‌ی جان با معرفت نیست 😔

    ۳ هفته پیش
  • Masi

    3

    اون پسر باعث رشد شخصی نیو شد، فهمید سادیسم داره

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😂😂

    ۳ هفته پیش
  • ماشین فقط سمند سورن

    0

    ای نیوارای خیانتکار اگه نیو بینت حتما کو.نت میذاره😑😂

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    نیو مؤدبه،ازین کارا نمی‌کنه😔 (به جاش کله‌شو قطع می‌کنه)

    ۳ هفته پیش
  • Harry The Wise

    0

    وای چه قدر تو این پارت اتفاقات زیادی افتاده نمیتونم اینطوری نظر بدم باید دوباره بخونمش و دونه دونه اتفاقات رو مرور کنم. ولی اون آخرش که از اون یارو مازوخیسته برای خالی کردن خشم سرکوب شده اس استفاده کرد دوباره عاشق نیو شدم🥰💙💕💖

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    اون‌شب بهترین شب زندگی مازوخیسته بود.هم از نیو کتک خورد،هم از آرش،هم بهش دستبند زدن😌

    ۳ هفته پیش
  • سیاه

    0

    نیوآرا واقعا عالین 🤣پلیسا اومدن بعد نیو داره طرفو میزنه واقعا این بشر یه چیز دیگه اس

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😄❤️

    ۳ هفته پیش
کپی شد!