پارت بیست و چهارم :

سرش را تکان داد و درحالی که تمام آن برگه‌های آچهار را دانه به دانه از روی میزش جمع می‌کرد، گفت:
_ به هر حال هرجای حرفم حس کردی حالت بد شد حتما بگو… دوست ندارم کسی توی اتاقم بیهوش بشه!
ناخن‌هایم با عزمی راسخ درحال شکافتن پوست کف دستم بودند. چه راحت روایت می‌کرد حال بدم را. استاد این کار بود. این مرد خوب بلد بود تحقیر کند.
آرام و غمگین لب باز کردم:
_ دیگه اون اتفاق نمیوفته… اون ر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت غنچه در رمان معشوقه مرداب غنچه
تصویر شخصیت اهورا در رمان معشوقه مرداب اهورا
تصویر شخصیت آرش در رمان معشوقه مرداب آرش
تصویر شخصیت فروغ در رمان معشوقه مرداب فروغ
تصویر شخصیت کامران خان در رمان معشوقه مرداب کامران خان
تصویر شخصیت بهار در رمان معشوقه مرداب بهار
تصویر شخصیت افروز در رمان معشوقه مرداب افروز
تصویر شخصیت مریم در رمان معشوقه مرداب مریم
تصویر شخصیت شیوا در رمان معشوقه مرداب شیوا
تصویر شخصیت پریسا در رمان معشوقه مرداب پریسا
آخرین نظرات ارسال شده
  • معصومه

    0

    کنجکاوم ببینم چهره ی اهورا وقتی میفهمه غنچه هیچ ربطی به گم شدن بهار نداره چجوری میشه 😏 یعنی چرا غنچه مجبور شده با ارش ازدواج کنه

    ۴ روز پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    دلایلش زیاده.. درواقع مجبورش کردن بعضی‌ها🥲

    ۴ روز پیش
  • Mobina

    1

    رمان های معماگونه تا به ته نرسی آروم نمیشی🫠کی میرسه بفهمم چی شده 🥲🙃

    ۱ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    باید صبور باشید دیگه.. عوضش آخرش جذابه🧡

    ۱ ماه پیش
  • سادات.۸۲

    0

    مردک بی تربیت🤬

    ۱ ماه پیش
  • ملیناکریمی

    0

    خلی معمای شد

    ۱ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    🧡

    ۱ ماه پیش
  • 🦢AVAZ GHO 🦢

    1

    خیلی عالی و هیجانی 🫠❤️

    ۲ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    🧡

    ۲ ماه پیش
  • راحیل

    0

    خیلی تاکید روی تخم چشم دارین حتما میگین تخم چشم🙂

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    عالی وهیجانی بود

    ۲ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    🧡

    ۲ ماه پیش
  • مامان عسل

    0

    ممنون از نویسنده عزیز..میخوام ببینم اهورا متوجه اشتباهش بشه وبا غنچه زندگیش و از نو بسازه

    ۲ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    ممنون از همراهی و نظراتتون عزیزم🧡

    ۲ ماه پیش
  • مامان عسل

    0

    خیر نبینه مادر اهورا ..هر چی هست زیر سر این زنیکه عوضی هستش..

    ۲ ماه پیش
  • ماچیتا

    0

    فقط کنجکاوم بدونم چرا غنچه مجبور شده با ارش ازدواج کنه

    ۲ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    مشخص میشه

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    1

    عالی بوده تا اینجا امیدوارم زود برسیم به عاشقانه هاشون چون من همه رمانا رو به عشق عاشقانه هاشون میخونم ممنون از نویسنده توانا با این قلم بینظیرش😁😁👌🌱🙏😘❤️

    ۲ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    من خودم از تو مشتاق ترم زودتر برسیم به اونجاها😍

    ۲ ماه پیش
  • نفس

    1

    واقعا کار خیلی سختیه که با یک آدمی گذشته ای داشته باشی ازش دور بشی دوباره ببینیش خیلی حفظ ظاهر می خواد کن که نمی تونم

    ۲ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    درسته🥲

    ۲ ماه پیش
  • م

    1

    تکراری،تازه اول بازیه،یعنی ممکنه گم شدنش ربطی به غنچه داشته باشه 😱🥰🥰

    ۲ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    شاید😉

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه

    1

    منون که یکم پارت بیشتر شد امیدوارم پارت بلندتر بشه

    ۳ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    🧡

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️