پارت چهل و چهارم :

سایفر دیگه اون هیولایِ چند لحظه پیش نبود. اون وحشی‌ای که می‌خواست همه رو با یه حرکت نابود کنه، انگار غیبش زده بود.
بدنش خشک شده بود و با چشم‌های به خون نشسته به فضای خالیِ دور دست خیره شد؛ انگار داشت به یه چیزی نگاه می‌کرد که فقط خودش می‌دید.
و بعد یهو، بدون اینکه حتی به کسی نگاه کنه یا کلمه‌ای حرف بزنه، برگشت و مستقیم سمت پله‌ها رفت.
هیچ‌کس جرئت نکرد جلوش رو بگیره. حتی میکائ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زینب

    3

    الان اینا صحنه ی عاشقانه داشتن . بابا من چند بار به خودم سیله زدم یا به خودم گفتم کور ولی واقعی بود وای برگام

    ۱ ماه پیش
  • آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣🤣

    ۴ هفته پیش
  • 𝓼𝓱𝓲𝓿𝓪

    1

    دلم واسه هردوشون سوخت.باورم نمیشه یعنی واقعا بوسیدش هیهی من ذوق

    ۱ ماه پیش
  • رونیکا

    11

    احتمالا دارم از بی خوابی توهم میزنم یکی بزنه تو گوشم بینم بیدارم یا خوابم

    ۱ ماه پیش
  • آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان

    پرتاب شدمممم😭😭😭😂😂😂

    ۱ ماه پیش
  • ترانه

    8

    با نام و یاد خدا عر پارت بعدی یا سایفر به قتل میرسه یا ایناز از این دو حالت خارح نیست با نگاهای که دارن من اینطرف سکته میکنم میکایل تف بر شرفت که باعث شدی سایفر ناراحت بشه و درود به شرفت که باعث شدی همو بوسن

    ۱ ماه پیش
  • دلقک مناطق جنگ زده

    0

    یعنی تو یه بند میکائیل رو هم تعریف کردی هم تخریب🤣

    ۱ ماه پیش
  • ترانه

    0

    هعی پارت بعدی رو خوندم فهمیدم جفتشون همو نصف کرد ن

    ۱ ماه پیش
  • tannaz

    1

    الان من تنها چیزی که نمیفهم فاز اینازه خدا وکیلی

    ۱ ماه پیش
  • هدام

    0

    وای خدا هی تجمع نیشم باز میشد برادر ناتنی اینارو یادتون نرفته که

    ۱ ماه پیش
  • تارا

    3

    وای خیلی خوب بود همو بوس کردن ولی سایفر دوباره یه مرگیش شد سنگ شد

    ۱ ماه پیش
  • لیا

    2

    من هنوز باورم نمیشه همچین صحنه ای از این دوتا دیدم 🤧اصلا اون موقعی که خوندم هم پشمام ریخت هم عین سکته ایا ذوق کرده بودم .بعد الان کارن اینا اون پاین دارن به تولد میرسن ؟یا کلا خراب شد؟

    ۱ ماه پیش
  • ثمین

    0

    مرتیکه عصا قورت داده معلوم نیست چشه

    ۱ ماه پیش
  • روژین

    2

    بابا باریکلاعاح

    ۱ ماه پیش
  • Yekta

    3

    *برگام نوشته بودم کیبوردم کرد برنامه😑

    ۱ ماه پیش
  • Yekta

    6

    وای برنامه ریخت از این پارت میکائیل ناخواسته سب خیر شد😂 ماهم خو سواستفاده گر🫡🤣

    ۱ ماه پیش
  • آنیتا

    5

    وای بلاخره یه صحنه ی عاشقانه بین سایفر و آیناز🌷🥰💞😍

    ۱ ماه پیش
  • Saya

    10

    مرتیکه خنگ برو بیرون چیه بگو برو رو تخ. اهم! بله پارت به شدت زیبای بود سیسی 😉🥂

    ۱ ماه پیش
  • وال

    4

    آخ جون 💙💕😘😍😊 وای وای لطفا پارت بعدی ادامه ی فیس تو فیس بودنه باشه لطفا .👈👉😘بوس بهت ❤️قلب منی

    ۱ ماه پیش
  • sarin

    4

    وایوای من هنوز باورم نمیشه(مشخصه رد دادم سر قشنگی این پارت؟ 😭🛐✨)

    ۱ ماه پیش
کپی شد!