پارت چهل و سوم :
نگاه میکائیل از لحظهای که ملودی شروع به پایین اومدن کرده بود، روش قفل شده بود و با دقت بررسیش میکرد.
کارن که انگار نمیتونست جلوی اون زبونش رو بگیره، سریع یه قدم پرید جلو و با نیش باز گفت:
- ملودی جون، ایشون میکائیل هستن… پسرعموم.
ملودی که حالا به پایین پلهها رسیده بود، لبخند کوچیک و معذبی زد و سر تکون داد، ولی بعد یهو سرش رو به سمت من برگردوند و با زاری نگاهم کرد.
کارن ک
مطالعهی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
مهدیس
11این طبیعی که از میکائیل بدم میاد😐😑
۳ ماه پیشتارا
4خیلی خوب بود هیجانی که این پارت داشت من تو زندگیم نداشتم
۳ ماه پیشنیلو
2وای یعنی کیو میخواسته بکشه😭
۳ ماه پیشنیلوفر آبی
0بینظیره منون خسته نباشید بین سایفر میکائیل موندم هردوشون عالین
۳ ماه پیشمن
7وای نه نه نباید الان تموم میشد
۳ ماه پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
پارت بعدیم گذاشتمم
۳ ماه پیشعسل
4وای جاهای خویش تموم شد 😢😓 این پارتم خیلی کوتاه بود🫤 ولی به هر حال عالی بود منونم😘🫶🏼
۳ ماه پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
قربونت برمم😭
۳ ماه پیشلیا
1کشتنش؟کی؟نمیدونم چرا اولین نفر مامان سایفر به ذهنم رسید .کیو کشته؟من دیگه نمیکشم.مگان بگو کیو میگه عر😫😶
۳ ماه پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
میفهمیممم عشقممم🥲🥲
۳ ماه پیشماهورا
3منتظر پارت بعدیم لطفا زودتر
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

𝓼𝓱𝓲𝓿𝓪
14بیشتر موقع ها میکایل بحثو شروع میکنه ولی ادم بده سایفر میشه واسه بقیه💔