پارت صد و بیست و نهم :
فرامرز_ جواب نمیده بفهم اینو... دستور رو صادر کن بریزیم تو خونه اش.
_ اما باید اول...
خشایار_ صابر خان جسارتا حق با فرامرزه... قطعا دستور ایشون هم همینه... بهتره خودتون دستور رو صادر کنید؛ ما همه آماده ایم.
دوباره به سمت خونه برگشتم و یه نگاه به ساختمون مقابل انداختم.
همون لحظه پرده تکون خورد و یه سایه رد شد.
دکمهی بی سیم توی دستم رو فشار دادم.
_ گوش کنین.
با لحنی محکم و ک
مطالعهی این پارت حدودا ۳۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
رزا
0امیدوارم فرامز اون اشغالو از گیتی سایط کنه
۴ هفته پیش🦢AVAZ GHO🦢
0الهی بگردم ویولا چقدر مظلومه 🥲💔 میان با صابر به هم ها 😂🫠
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0نشنیده میگیرم حرفتو😒
۲ ماه پیش🦢AVAZ GHO🦢
0بعد تو ناناسم 😂🤌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دیدی پس😂ماشالله هیچ کامنتی هم از چشمتون دور نمیمونه
۲ ماه پیشالمیرا
0۱۵ سال تفاوت سنی😭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اختلاف سنی هیچ.. قد و هیکل و اندازه هاشونو ببین
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
فائزه نبینه کامنتتو😂
۲ ماه پیشSarina
0این کیف های چرم پول که داخلشون فلش بود من رو یاد گذشته که دلوین کیف پول پیدا کرده بود انداخت🥲😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂
۲ ماه پیشلیلیا
0چه قدر دلم برای ویولای بدبخت سوخت🥺
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشالمیرا
0صابر جان مادرت برو اون مرتیکه آشغال و بکش. چطور اجازه میده به دخترش دست درازی کنن؟
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
متاسفانه داریم توی روزگاری زندگی میکنیم که همه چی برعکس شده به هییچکس نمیشه اعتماد کرد
۳ ماه پیشمهنا
0اون لحظه ای که ویولا خجالت کشید… همون جا فهمیدم تموم شد🤦 ♀️اتفافه افتاده🤦 ♀️💔
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۳ ماه پیشهلیا
0اخه چه طور دلت اومد ناکس اون بلارو سرش بیاریی اونم سر بچه خودتت😒😒
۳ ماه پیشساناز
0بی شرف زیاده عزیزم بچه خودم و خودت هم نداره ادمی که بی شرف باشه به بچه خودشم رحم نمی کنه
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۳ ماه پیشهلیا
0حالا ببینا باید اون مرتیکه خودشو بکشهه که غریبه دل میسوزونه برای بچه اش اما خودشش بی شرف دو عالمم😒😒
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۳ ماه پیشهلیا
0چرا همیشه بدترین آدما بچه دار میشن؟
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سوال خوبی بود
۳ ماه پیشدنیا
0شاید این یه تله باشه از طرف دادمهر ها که بفهمن مرد مخفی دلوینو دزدیده . شایدم واقعا تو این قضیه دستی ندارن 🤷🏻 ♀️
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۳ ماه پیشکتایون
0کیانا جونی الان پارت بعدی شنبه میاد درسته؟
۳ ماه پیشحنانه
0اره عزیزم شنبه است
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ممنون از پاسخگوییت قشنگم
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله قشنگم
۳ ماه پیشکتایون
0فقط دارم به این فکر میکنم اگه مرد مخفی اونجا بوده چه طور اجازه داده دلویس رو بکشن☹️😢
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۳ ماه پیشکتایون
0🥺 هر جمله دلوین انگار یه تیکه از قلبش بود که می کشید بیرون.
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۳ ماه پیشلادن
0رابطه این دو تا کلا توی یه لول دیگه است😂حرف نداره😁😍
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
0از صابر داره بیشتر خوشم میاد😂❤️فکر نمیکردم تااین حد با شرف باشه