بازگشت گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت صد و هفتاد و هشتم :
برسام پشت فرمان نشست.
خواست ماشین را روشن کند، پایش را روی گاز بذارد و برود؛ اما نتوانست.
دستانش را دو طرف فرمان حلقه کرد و محکم فشردش.
آنقدر محکم که انگشتانش سرخ شدند.
پیشانیاش را به فرمان چسباند و چشمانش را بست.
پشتِ پلکِهای بستهاش، تصویر ثامر به نمایش درآمد.
مردی که جلوی خانهاش آمدهبود، واقعاً پدرش بود؟ ثامر ولیزاده؟
چنین چیزی چطور ممکن بود؟
مگر ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
شیرین
1درسته از آهیر متنفرم ولی اونم قربانی خاج و عشق یک طرفش شده بود باز خوبه قبل مرگش فیلم و ظبط کرده بود
۲ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
👌🏻👌🏻❤️❤️
۲ ماه پیشزهرا 🩷
1بچه ها الان یه کشفی کردم قیافه خاج شبیه عراقچی وزیر امور خارجه نیست؟😂
۲ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نههههه خاج خوشگلترهههههه😁😂
۲ ماه پیشمهشید
1حس میکنم، خاج به زودی ثامر رو میکشه
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
واقعا ازش بعید نیست🥲💛
۳ ماه پیش...
2نکشع 😭ثامر ۳۰ سال بدون پسراش بود درد کشیده حقشه یکم با پسراش وقت بگذرونه بیشتر بشناتشون
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😭😭😭
۳ ماه پیشRoghayyeh
0آهیر فک نمیکردم از این عرضه ها داشته باشی پست فطرت
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😁😁💛💛
۳ ماه پیشمحیا
0عالی بود مرسی خسته نباشی 🌹💫💖
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزمی💛
۳ ماه پیشNiki
0عالی عزیزم خسته نباشی❤️❤️
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خوش بشینه به نگاهتون💛💛
۳ ماه پیشسارا
0ثامر چه قدر تو حالت خسته و مظلوم قرار گرفته 😂 خاج کی حلواتو بخوریم
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
حلوا همراه با خرما و گردو باشه؟😁😁
۳ ماه پیشمبینا
0من چند روز رمان نخونده بودم اومدم خوندم هم خوشحال شدم هم از دست خاج حرص میخورم برسام بردیا باید خاج بکشن
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خوش برگشتی عزیزم💛
۳ ماه پیشNana
4با اینکه از آهیر متنفر بودم ولی این کارش ایول داشت
۳ ماه پیشMoon
0به نفعش بوده وگرنه براش مهم نبوده میدونسته خاج هر لحظه مکنه بکشتش و با توجه به قدرت خاج کاری هم از دستش برنمیاد گفته پس حداقل طبق معمول زهرمو بریزم سری قبلی رو دلارا بود این سری رو خاج 😮 💨
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
🧡😁
۳ ماه پیشmona
0حق گفتی ایول 👍
۳ ماه پیشS.N
1بیخیال این همه مخفی کاری بسه توروخدا
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
🧡 اینجا رز واقعا حق داره عزیزمم🥲🥲 برسام تو شرایط خوبی نیست و هرچی باشه،خاج پدر رزه...و همیشه با برسام برنامه داشتن قدرت خاج رو ازش بگیرن و از این طریق نابودش کنن.اما اگه برسام بفهمه، شاید اتفاقات بدی بیفته🧡🥲
۳ ماه پیشS.N
1این همه وقت همه چیز گم بوده حالا اگه اینجوری بشه انگار دوباره برگشتیم سر خونه اول
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
چهجوری بشه عزیزم؟
۳ ماه پیشS.N
1ضمن اینکه برسام واقعا منطقیه و میدونسته که خاج حاضر نیست ولش کنه که بره سمت خانوادش و این که موقعی که از ایران برگشت و رفت پیش خاج و در مورد اینکه نمیخواد پیش خانوادش باشه دروغ گفت میدونست که خاج به این راحتی ولش نمیکنه
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
👌🏻👌🏻🧡🧡
۳ ماه پیشMoon
1یعنی همین که یکی از این خانواده چشم برمیداره و میشن دوتا گروه یکیش یه چیزی رو از اون یکی پنهان میکنه.اگه درست حسابی کار کن با هم هیچی جاودانشون نیست
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
برسام الان واقعا تو شرایطی نیست که بخواد متوجه این موضوع بشه🥲🧡 فعلا تو شوک ثامره بعد یهو متوجه داستان خاج بشه، واقعا اذیت میشه🥲 هرچند احتمالش هست خودش بو ببره چون فهمید ثامر پیش خاج بوده🥲
۳ ماه پیشالی
1چه پیچ در پیچی شد.فک میکنم و امیدوارم برسام خودش یه تنه خاج رو سرکار بذاره و حالش رو بگیره
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
👌🏻🧡🧡
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Asal
0همه شون قربانی خودخواهی خاج شدن حتی آهیر بدبخت