پارت سی و سوم :

- چی؟ چی گفتی؟ رسیدیم؟
سهیل خندید و جواب داد: بـله! خونه‌تون دو کوچه‌ی دیگه‌س.
دیانا دستی به صورتش کشید و با صدای خواب‌آلودی گفت: وای خدا! چطور خوابم برد آخه؟
سهیل که متوجه‌ی علت اصلی پرسش او نشده بود جواب داد: حتما امروز خیلی خسته شدی!
دیانا از دست خودش حسابی شاکی شده بود که چنین بی‌احتیاطی‌ای کرده و در ماشین پسر جوانی خوابیده بود؛ ولو این‌که آن پسر جوان کوبار باشد.
مØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت هستی در رمان کبره هستی
تصویر شخصیت هیوا در رمان کبره هیوا
تصویر شخصیت دلنواز در رمان کبره دلنواز
تصویر شخصیت رایان در رمان کبره رایان
تصویر شخصیت آکهیرو در رمان کبره آکهیرو
تصویر شخصیت دیانا در رمان کبره دیانا
تصویر شخصیت سهیل در رمان کبره سهیل
آخرین نظرات ارسال شده
  • سعادت

    1

    بیچاره دیانا سکته قلبی و مغزی با هم زدکوبار بفریاد برس

    ۴ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    وای خیلی خندیدم به این کامنتت👌🏻🤣

    ۴ ماه پیش
  • سعادت

    1

    هیوا با خشم اژدها وارد میشود

    ۴ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    😂😂

    ۴ ماه پیش
  • مامان عسل

    1

    هیوا جان چرا زود جوش میاری بجای کمک کردن به حال دیانا داری سخت ترش میکنی منون نویسنده عزیز خدا قوت🙏🌺

    ۴ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    قربانت🤍🌸 آره متاسفانه هیوا مقداری خود رایه

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️