خود دیگرم به قلم آرزو شریفی
پارت بیست و پنجم :
ظرفها را شستم و قبل خواب کمی به کمد لباسها نظم دادم. در تمامی لحظاتی که اینکارها را میکردم سلول به سلول تنم منتظر بود. منتظر اینکه بیاید بغلم کند، بگوید ببخشید، بوسم کند، حتی منتظر اینکه بیاید و حرف عادیای بزند، مثلا راجع به شلوغی بازار و یا حتی قیمت سیب زمینی و پیاز، منتظر دیده شدن بودم. فقط همین.
دیده نشدم و روی تخت دراز کشیدم. تنها چیزی که من را برای مصرف دیوانهوار آرامبخش و یا
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آرزو شریفی | نویسنده رمان
رفتار کی؟ عذرخواهی میکنم متوجه نشدم.
دیروز؟؟؟؟
1رفتار علی،سارا که معلومه قصدش یجور خداحافظی بود این یهو دوباره مهربون شدنش اما علی هم خیلی مشکوک شبیه سارا بود رفتارش
دیروزفرشته
1وای! چرا خوبی یهویی به بدی یهویی تبدیل شد دوباره؟ انگار آرامش توی زندگیشون دوامی نداره🥺💔
۲ ماه پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
دقیقا آدم تکلیفش با علی مشخص نیست
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

؟؟؟؟
1رفتار اونم اونقدر ناباورانه بود،انگار اونم قصدش خداحافظی باشه،رفتاراش ضدو نقیضه 😮😠🙏🏻