پارت بیست و دوم :

با ذهنی درگیر لب روی هم فشردم.بی شک حسم اشتباه می کرد. یک نگاه عادی که این قدر آشفتگی با خود به همراه نداشت.کوروش با آن اجرای نمایشی، نگاه تحسین برانگیز افراد جمع را به خود اختصاص داد.با غرور و اعتماد به نفس بالایی شانه هایش را پهن کرد و دست سوگند را گرفت تا قدرت و پهلوان بودنش را به او اثبات کند:
_ بیا بریم تا بهت یاد بدم چطوری مثل من قوی بشی.
بچه ها پی بازیگوشی رفتند و بزرگتر ها مشغول

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!