پارت شصت و نهم :

گفتم:
- گریه نکن آیلار جان. باهاش حرف می‌زنم.
آب بینی بالا کشید:
- به خدا گناه دارن.
دست خورشید از دور بازویم باز شده و من پشت به دریا کردم:
- نگران نباش. یه کاریش می‌کنیم.
وَ خودم هم نمی‌دانستم چه کار.
قطع که کردم، کامل به پشت سرم تکیه دادم و از گوشه چشم به خورشید نگاه کردم. لب برچیده بود و به جایی حوالی میز نگاه می‌کرد. حرف‌های آیلار را مو به مو شنیده بود.
هر دو سک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • پرنیا

    2

    آفرین دختر بزرگ شدی بهترین کارو کردی

    ۴ هفته پیش
  • ماهرخ

    4

    تنها پارتی ک نفس کاملا منطقی رفتار کرد 😉

    ۱ ماه پیش
  • سرو

    0

    نفس بهترین کار رو کرد حداقل آراز هم تکلیفش با خودش مشخص میشه و جایگاه نفس هم تصبیت میشه و میدونه پیش آراز چه جایگاهی داره

    ۱ ماه پیش
  • پریسا

    0

    چقدر این پارت غم داشت جواب سوال .....

    ۱ ماه پیش
  • مامان عسل

    0

    نفس حق داشت چنین تصمیمی بگیره تا آراز بخودش بیاد زندگی بچه بازی نیست آراز اگر نمیتونه تینا رد فراموش کنه اصلا نباید دختر دیگری رو تو زندگی بدبخت کنه .عالی بود فاطمه جون خدا قوت🙏🌼

    ۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    واقعا آدم چطور میتونه یه عشقی که دیگه وجود نداره و فراموش کنه نمیشه سخته بخدا سخته آدم هزار بار میمیره و زنده میشه 😔

    ۱ ماه پیش
  • Aysan

    0

    به نظرم اصلا از شخصیت نفس همچین تصمیمی بعید نبود ، درسته در مورد پارسا کل قضیه رو اشتباه کرده بود ولی موضوع اینه که اون ترس از تنهایه اون دائما دنبال یه همدم گشتنه خیلی وقتا چشم آدمو کور میکنه ، اما بعد از این همه اتفاق همچین تصمیمی از نفس کاملا برمیومد چون تمام جوانب همچین رابطه ی بلاتکلیفی رو دید

    ۱ ماه پیش
  • Aysan

    0

    چقدر بعضی وقتا که با منطقت تصمیم میگیری ، نشنیده گرفتن حرف قلبت سخته:) عاقلانه ترین تصمیمو گرفت نفس ، فقط امیدوارم بعد از اون دو هفته آراز یاد بگیره با احساساتش چجوری کنار بیاد:)

    ۱ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    واقعاً نفس کار عاقلانه ای انجام داد 🥺 واقعاً برای آراز هم سخته نمیشه قضاوت کرد امیدوارم همه چیز خوب پیش بره

    ۱ ماه پیش
  • دلارام

    0

    سلام خسته نباشید فاطمه جان مثل همیشه پارت عالی

    ۱ ماه پیش
  • لیلی

    0

    چیکار کردی باین گلب من آخه فاطمه جونم😭

    ۱ ماه پیش
  • سحر

    0

    دستمریزاد فاطمه عزیزم کولاک کردی من با خوندن این پارت بی اختبار اشک می ریختم. عالی نوشتی عشقم. عاشق قلمت بودم عاشق ترم کردی. واقعا با خوندن پارتهای تو مفهوم عشق واقعی بدون *** را کامل درک می کنم منون که اینقدر قشنگ می نویسی سلامت و موفق باشی. ایشاله به تمام آرزوهات برسی.

    ۱ ماه پیش
  • آمینا

    0

    نفس بزرگ شدی.عاقل شدی.آراز این شوک رو میخواست تا بفهمه چیکار میکنه.انشاله که اونم عقلش سرجاش بیاد.نفس قوی باش باز مامانت ناراحت نشه

    ۱ ماه پیش
  • Maniya

    1

    سلام نویسنده جانم خسته نباشی ابن پارت واقعا عالی بود و اینکه اراز هم باید واقعیت رو بپذیره وبابت سوالتون جوابش .....

    ۱ ماه پیش
  • سعادت

    0

    ارازی که باید انتخاب کند عالی و دلنشین 🌸

    ۱ ماه پیش
کپی شد!