پارت صد و هشتم :

مچ دستم را گرفت و فشار داد: دفعه ی اخرت باشه دست روم بلند می کنی! بعد مچم را بیشتر فشار داد.دردم گرفت:ای! نکن! مام... امدم مادرم را صدا بزنم که جلوی دهانم را گرفت: هیس! الان فکر می کنن چی کارت می کنم!
دستش را کنار زدم و گفتم: مچمو ول کن!وگرنه دوباره جیغ می زنم.
فشار دستش کم شد: من زور دارم! اما نمی زنم! خواستم بدونی!می تونم راحت نلافی کنم!
مچ دستم درد گرفته بود و قرمز شده بود.مثل رد انگشتا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فریبا

    0

    چه شود توی این سفر آلاله جون قوی باش

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    چ شودددد

    ۱ ماه پیش
  • شیوا

    2

    تو ترکیه با فیروزه میخان چی کار کن وی یا امامزاده

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    1

    الان بیشتر باید نگران شهرام باشیم تا فیروزه، اونکه اصلا هیچی فاتحش خوندس 😅

    ۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    نگران هردوشون!😬😬😬😁

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    3

    وخوشم میاد دخترمون خوب غیرتی میشه سرشوهرش

    ۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    نااااجور

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    2

    درصد ناجوریش رو هزاره اصن یه وضعی بیا و بین🤭

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    1

    بین ,چرا خوب تایپ نمیشه 😐

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    2

    اوهوم آره بعد وقتی میگه حرص نخور عزیزم الاله بیشتر خرص میخوره جذاب تر میشه و تبدیل میشه به اهوی وحشی 😅

    ۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    آهوی برقی 😬😬😬💪💪

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    2

    اگه اینطوری بشه که یعنی برقش شهرام ومیگیره و خشکش میکنه بنده خدا رو 😅🤭همون آهوی وحشی باشه بهتر نیست به نظرت گلم؟

    ۲ ماه پیش
  • شیوا

    1

    چرا برا من نیومده بود پارت جدید مهشاد جونی انقد منتظر پارت بودم الان خوندم تازه امشبم پارت هس؟ میخوام برم ترکیه باهاشون 😁

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    2

    فکر میکنم شهرام از عمد اسم لعبت خانم و فیروزه رو اورد که آلاله رو کنجکاو و هوایش کنه، من میدونم و تو فیروزه. 🤭باحال بود مرسی گلم 🌹

    ۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    شهرامه دیگه...

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    2

    آره همین دقیقا, ولی شهرام الان چش به غیر از الاله *** دیگه ای رو نمیبینه، حداقل از نظر خودش که اینطوریه، ولی مثل اینکه دخترمون حسودیش گل کرده 🤪

    ۲ ماه پیش
  • نسترن

    2

    خوشمان آمد

    ۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    اینه😁😁😁

    ۲ ماه پیش
کپی شد!