عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت صد و هشتم :
مچ دستم را گرفت و فشار داد: دفعه ی اخرت باشه دست روم بلند می کنی! بعد مچم را بیشتر فشار داد.دردم گرفت:ای! نکن! مام... امدم مادرم را صدا بزنم که جلوی دهانم را گرفت: هیس! الان فکر می کنن چی کارت می کنم!
دستش را کنار زدم و گفتم: مچمو ول کن!وگرنه دوباره جیغ می زنم.
فشار دستش کم شد: من زور دارم! اما نمی زنم! خواستم بدونی!می تونم راحت نلافی کنم!
مچ دستم درد گرفته بود و قرمز شده بود.مثل رد انگشتا
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهشاد لسانی | نویسنده رمان
چ شودددد
۱ ماه پیششیوا
2تو ترکیه با فیروزه میخان چی کار کن وی یا امامزاده
۲ ماه پیشSajede
1الان بیشتر باید نگران شهرام باشیم تا فیروزه، اونکه اصلا هیچی فاتحش خوندس 😅
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
نگران هردوشون!😬😬😬😁
۲ ماه پیشسرو
3وخوشم میاد دخترمون خوب غیرتی میشه سرشوهرش
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
نااااجور
۲ ماه پیشSajede
2درصد ناجوریش رو هزاره اصن یه وضعی بیا و بین🤭
۲ ماه پیشSajede
1بین ,چرا خوب تایپ نمیشه 😐
۲ ماه پیشSajede
2اوهوم آره بعد وقتی میگه حرص نخور عزیزم الاله بیشتر خرص میخوره جذاب تر میشه و تبدیل میشه به اهوی وحشی 😅
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
آهوی برقی 😬😬😬💪💪
۲ ماه پیشSajede
2اگه اینطوری بشه که یعنی برقش شهرام ومیگیره و خشکش میکنه بنده خدا رو 😅🤭همون آهوی وحشی باشه بهتر نیست به نظرت گلم؟
۲ ماه پیششیوا
1چرا برا من نیومده بود پارت جدید مهشاد جونی انقد منتظر پارت بودم الان خوندم تازه امشبم پارت هس؟ میخوام برم ترکیه باهاشون 😁
۲ ماه پیشSajede
2فکر میکنم شهرام از عمد اسم لعبت خانم و فیروزه رو اورد که آلاله رو کنجکاو و هوایش کنه، من میدونم و تو فیروزه. 🤭باحال بود مرسی گلم 🌹
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
شهرامه دیگه...
۲ ماه پیشSajede
2آره همین دقیقا, ولی شهرام الان چش به غیر از الاله *** دیگه ای رو نمیبینه، حداقل از نظر خودش که اینطوریه، ولی مثل اینکه دخترمون حسودیش گل کرده 🤪
۲ ماه پیشنسترن
2خوشمان آمد
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
اینه😁😁😁
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فریبا
0چه شود توی این سفر آلاله جون قوی باش