پارت نود و یک :

نه خوب نبود!
اما نیل‌رام برای آرام کردن اضطراب پناه پلک زد، لبخند خسته‌ای بر لب خونی و کبودش نشاند و به سختی زمزمه کرد:
- بهتر... از این... نمیشم!
آرزو که با نزدیکی یک گلیم گوش وحشت زده جیغ کشید، پناه سرش را بالا آورد. به سرعت دستش را سمت آرزو دراز کرد و یک جرقه‌ی آتش سمت آن گلیم گوش روانه نمود. با آتش گرفتن گلیم گوش، آرزو متحیر به پناه نگاه کرد! دوستش حالا از جادو به عنوان سلاح استفØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت جادوگر ارشد سرای جادو در رمان جادوی کهن جلد سوم جادوگر ارشد
تصویر شخصیت ماهان محافظ نیل رام در رمان جادوی کهن جلد سوم ماهان
تصویر شخصیت آرزو طاهری در رمان جادوی کهن جلد سوم آرزو طاهری
تصویر شخصیت نقشه پارسه نهایی در رمان جادوی کهن جلد سوم | باور نقشه پارسه نهایی
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️