لاوین ماه زادهی نور به قلم لیدا صبوری
پارت پنجاه :
آراسته با ذوق به پیراهن نگاه کرد و دست روی سنگهای درشتش کشید. پاهایم را از تخت آویزان کردم و پایین آمدم؛ روبرویش قرار گرفتم و سینی را از دستش گرفتم!
- مبارکت باشه خوشگل خانم. بیا کمکت کنم بپوشی و آماده بشی. این برادر من شش ماهه دنیا اومده. دیر بری بیرون طاقتش تموم میشه خونه رو روی سرش میریزه!
آراسته لبخندی پر شیطنت زد و پیراهن را از روی سینی برداشت و خوب تماشایش کرد!
- قربونت لاوین
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
میم
2این دیگه ایتجا چکار می کنه،کی اینو دعوت کرده ؟😮🙏🏻
۴ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
لاوین دعوتش کرده بود 😁❤️
۴ ماه پیشآرزو
1واییییییییییی من جای لاوین گرخیدم اینقدر که این آریا پر جذبه و خشن لامصب
۴ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
😁❤️❤️
۴ ماه پیشیه غریبه
0عالیه خانم صبوری عزیزم پارت بسیار تاثیر گذار و غیر قابل حدس آریا مساوی با جن بوداده😄😱
۴ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
مرسی عزیز دلمممم❤️🥰
۴ ماه پیشآرزو
1ترسیدم جای لاوین اومده با ژیوار تنها نباشه لاوین ِآریای حسود بدبخت
۴ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
😁😁❤️
۴ ماه پیشسودا
1رمانتون محشره محشر من کامنت نمی گذارم معمولا اما قلمتون رو خیلی دوست دارم ممنون
۴ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
مرسی قشنگم از همراهی تون 😍❤️😘
۴ ماه پیشملیکا
1ژیوار جنتلمن جیگر طلا دوست داشتنی دلم می خواد کلی قهرمان بازی دربیاره اما همش آقای میکنه فعلا
۴ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
عزیزمممممم❤️😘
۴ ماه پیشتارا
2این بابای لاوین حساب آریا رو چرا نمیرسه دست از سر دخترش برداره
۴ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
آریا سربراه شده یکمی 😁😁❤️
۴ ماه پیشژاله
0سهیل برای منه دختره ی چشم سفید آراسته 😫
۴ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
عزیزممممم😁❤️
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نسیم
1اخ الهی ژیوار چقدر اقائه🤩🤩 اخ جون اریاهم اومد دلش طاقت دوری از لاوینو نداشت😍