آکادمی ارکیده و خار به قلم مرجان فریدی
پارت صد و یک :
پسرهایی که روی زمین افتاده بودند، با آه و ناله سعی داشتند بلند شوند. عدهای هم با خشم و غضب کمین کرده بودند تا به لیو حملهور شوند.
لیو همانطور ایستاده بین ردیف میزها، آستین پیراهنش را تا زد و خیره به دو پسری که با خشم، نفسنفسزنان نگاهش میکردند، گفت:
ـــ واقعیت اینه اگر هر بار که کار اشتباهی میکردید، پدر و مادرتون یه چک تو صورتتون میخوابوندن، الان لازم نبود من اد
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
المیرا
3دیگه داره به لیو حسودیم میشه، مرد تو چرا از هر انگشتت ی هنر میریزه؟ کمتر جذاب باش، داریم از حال میریم لعنتی
۲ هفته پیشHln
3الان من باید به لیو بگم کیوت و خنگ؟ یا جنتلمن و خفن؟
۴ هفته پیشHln
3مدیونید فکر کنید سر حمایت وانیا از لیو داشتم بالشتمو گاز میزدم🥰🤝🏻
۴ هفته پیشHln
1مرد تو چرا انقد همه فن حریفی اخه
۴ هفته پیشملورین
0لیو عالیه هرچی از گوگولی بودن و بانمک بودنش بگم کم گفتم😭🤏
۴ هفته پیش۰۰۰۰۰
1میشه پارت رو زودتر بزارین
۴ هفته پیش۰۰۰۰۰۰۰
1وای بلاخره فردا پارت داریم
۴ هفته پیشkmmm
3مرجان خانم دمت گرم که مثل همیشه گل کاشتی خیلی این پارت چسبید 😭🍓💋
۴ هفته پیشkmmm
3مرد تو چقد کاربلدی اخه مادر فدات بشه 😭
۴ هفته پیش....
4اب قند بیارین میرن فشاری شد😂
۱ ماه پیش۰۰۰۰۰
5اینکه لیو هانا مثل خواهرش می بینه و ازش محافظت می کنه باعث میشه هانا احساس تنهای نکنه کاش رابطش با میرن هم خوب بشه
۱ ماه پیشنگار
7خوردی میرن جون؟ حالا هسته شو تف کن
۱ ماه پیشSun
1خیلی آکادمی ارکیده و خار دوست دارم عاشقشم . میشه لطفا پارت هدیه هم بزاری لطفا
۱ ماه پیشفریماه
5از الان شخصیت مورد علاقم پسرم لیو
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

آریانا
2بوی حسودی میاد🥹😭😂