پارت صد و یک :

پسرهایی که روی زمین افتاده بودند، با آه و ناله سعی داشتند بلند شوند. عده‌ای هم با خشم و غضب کمین کرده بودند تا به لیو حمله‌ور شوند.

لیو همان‌طور ایستاده بین ردیف میزها، آستین پیراهنش را تا زد و خیره به دو پسری که با خشم، نفس‌نفس‌زنان نگاهش می‌کردند، گفت:

ـــ واقعیت اینه اگر هر بار که کار اشتباهی می‌کردید، پدر و مادرتون یه چک تو صورتتون می‌خوابوندن، الان لازم نبود من اد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • آریانا

    2

    بوی حسودی میاد🥹😭😂

    ۱ هفته پیش
  • المیرا

    3

    دیگه داره به لیو حسودیم میشه، مرد تو چرا از هر انگشتت ی هنر میریزه؟ کمتر جذاب باش، داریم از حال میریم لعنتی

    ۲ هفته پیش
  • Hln

    3

    الان من باید به لیو بگم کیوت و خنگ؟ یا جنتلمن و خفن؟

    ۴ هفته پیش
  • Hln

    3

    مدیونید فکر کنید سر حمایت وانیا از لیو داشتم بالشتمو گاز میزدم🥰🤝🏻

    ۴ هفته پیش
  • Hln

    1

    مرد تو چرا انقد همه فن حریفی اخه

    ۴ هفته پیش
  • ملورین

    0

    لیو عالیه هرچی از گوگولی بودن و بانمک بودنش بگم کم گفتم😭🤏

    ۴ هفته پیش
  • ۰۰۰۰۰

    1

    میشه پارت رو زودتر بزارین

    ۴ هفته پیش
  • ۰۰۰۰۰۰۰

    1

    وای بلاخره فردا پارت داریم

    ۴ هفته پیش
  • kmmm

    3

    مرجان خانم دمت گرم که مثل همیشه گل کاشتی خیلی این پارت چسبید 😭🍓💋

    ۴ هفته پیش
  • kmmm

    3

    مرد تو چقد کاربلدی اخه مادر فدات بشه 😭

    ۴ هفته پیش
  • ....

    4

    اب قند بیارین میرن فشاری شد😂

    ۱ ماه پیش
  • ۰۰۰۰۰

    5

    اینکه لیو هانا مثل خواهرش می بینه و ازش محافظت می کنه باعث میشه هانا احساس تنهای نکنه کاش رابطش با میرن هم خوب بشه

    ۱ ماه پیش
  • نگار

    7

    خوردی میرن جون؟ حالا هسته شو تف کن

    ۱ ماه پیش
  • Sun

    1

    خیلی آکادمی ارکیده و خار دوست دارم عاشقشم . میشه لطفا پارت هدیه هم بزاری لطفا

    ۱ ماه پیش
  • فریماه

    5

    از الان شخصیت مورد علاقم پسرم لیو

    ۱ ماه پیش
کپی شد!