پارت هجده :

چشم هایم از چیزی که شنیدم گرد شد و ظرف از توی دستم افتاد و صدای وحشتناکی داد.
با عجله به سمت در ورودی و جایی که کارمنده اشاره می کرد دویدم و با وحشت توی دل نالیدم:
-وای خدای من سایکو کارم رو از این سخت تر نکن.
همانطور که همگی به سمت سلولی که ته راهرو، از شلوغی غلغله شده بود می دویدیم، با دیدن سایکو که به نرده های راهرو با بیخیالی تمام تکیه زده بود شوکه شدم. جوری با چشمان براق و نیشخن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مبی

    0

    بیشتر رمان رو خوندم شکار او ، جوخه بیوه ها عالی بود دو تا دیگه هم دارم میخونم غریبه وو خلاصه رمانت رو همه دوست داشتم قلمت عالیه ❤️❤️❤️

    ۱ ماه پیش
  • ریحانه

    0

    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    ۱ ماه پیش
  • نگار

    0

    وایی چه باحال بود مرسی حدیث جونم خیلی پارت باحال جذابی بود مرسی 💙💙

    ۱ ماه پیش
  • بی نام

    0

    حتی اگه سایکو کشته باشه کار درستی کردن اون یک آدم ربا و بچه *** عوضی بودع که حقش مرگ سخته

    ۱ ماه پیش
  • ساناز

    0

    ♥️♥️♥️♥️♥️♥️

    ۱ ماه پیش
  • دختر صحرا

    1

    کار سایکو نیست حتی اون میدونه کی قاتله

    ۲ ماه پیش
کپی شد!