نقش منفی به قلم حدیث افشارمهر
پارت هفده :
با سرشکستگی از اتفاقی که برام افتاده بود، در سکوت کامل چنگال رو دور اسپاگتی چرخاندم و توی دهانم گذاشتم. بی مزه ترین غذایی که تونستم بخورم، همین بود!
محال ممکن بود بتونم با غذاهای این جا دووم بیارم. سرم رو چرخوندم و به سرآشپز که زنی فوق فربه با غبغبی که دو برابر صورتش بود و پوستی پر از اکنه های ریز ریز، با اخم هایی در هم درحال پر کردن ظرف های سلف سرویس بود. از دیدنش هم قالب تهی کردم، چه ب
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نگار
1از دست این سایکو یه نفر دیگه هم کشت ای بابا ژاکلین بدبخت گیر چه آدمی افتاده پارت عالی بود مرسی حدیث عزیزم
۱ ماه پیشبی نام
1چرا فکر می کنن سایکو الکی کسی رو میکشه شاید اون یک کاری کرده که کشتدش یا اون نکشته اصلا هرکی خودکشی کنه هم میگن اون مجبورش کرده
۱ ماه پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
همینو بگو
۱ ماه پیشماهک
1چرا هر چی سکه جمع میکنم میبینم فرداش هیچ سکه ای ندارم واقعا عاشق این رمان هستم ولی خوب پارتاش قفله دیر به دیر میتونم بخونم
۱ ماه پیشریحانه
1❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۱ ماه پیشساناز
1♥️♥️♥️♥️♥️♥️
۱ ماه پیشمبینا
1بهترین رمانی یه که خواندم ولی کاش پارت گذاری بیشتر باش و طولانی تر
۲ ماه پیشفریده
2پارت روز چهارشنبه منتشر نشد و این دو روز هم روز انتشار پارت جدید نیست....چشمم به ادامه ی داستان سفید شد....😞
۲ ماه پیشفریده
1عه پارت ۱۷ دیروز منتشر شده! پس چرا من منتظر بودم پارت منتشر بشه!!؟؟
۲ ماه پیشدختر صحرا
1دیروز نبود که دو روز پیش بوده
۲ ماه پیشفریده
2شاید عجیب باشه ولی من سایکو رو آدم بدی نمیبینم. اون با دقت و هوش بالایی که داره از روی زبان بد آدمها رو میشناسه و اون کسی که ذات بدی داره رو با کنترل ذهنش وادار می کنه خودشون رو مجازات کنن. تم داستان مشابه هانیبال لکتر هست و من از این ژانر و تم داستانی خیلی خوشم میاد. ممنون از نویسنده عزیز
۲ ماه پیشدختر صحرا
2فک کنم اینکه کلا ناامید نمیشه مثل منه ...منم اینجوریم به این زودیا ناامید نمی شم تلاشم رو بیشتر می کنم
۲ ماه پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
و همینطور من
۲ ماه پیشدختر صحرا
1هرکی میمیره می گن سایکو عجب آدمایینا
۲ ماه پیشالا
1چقد پارت هات کوتاهه نصفشم که خاطرات گذشته بود
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نگار
1اصلا چرا اینجورین خب بچم سایکو فقط باهاشون حرف میزنی کسی که خودش رو می کشه سایکو نیست که وا یکم جک حق بدید به بچم شاید اصلا یه کاری کرده که این بلا رو سرش آورده دیگه💙💙