پارت صد و سی و سوم :

مهران اینبار با دودست سر بی مویش را دست می‌کشد:
- گاهی وقتا تمام حق ماجرا با توعه! اما ممکنه از روشی بخوای حقت رو بگیری که بدتر مقصر ماجرا بشی! یادته اون روزا تو دانشگاه چه قدر عصبی بودم...من مچ دانشجویی رو گرفته بودم که قرص خورده بود و اثبات شده‌بود؛ اما چون من زیر باد کتک گرفته بودمش مقصر شدم...دیگه کسی فکر نمی‌کرد که اون پسر می‌خواست اون روز خودش با قرص خفه کنه! کسی اونو با ده تا قرص و

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    1

    فقط خفه شو عوضی فرصت طلب 😠😠😠

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    👌👌

    ۲ ماه پیش
کپی شد!