پارت شانزده :

کتایون سومین نفری بود که چوب سرزنش را بر سرش کوباند. چشمانش را برای او درشت کرد و با ملامت گفت:
- من اینجوری تربیتت کردم کوهیار؟
کوهیار کلافه چند بار دستش را روی موهایش کشید، چشمانش را بر هم فشرد و بعد یکباره و با فشار دستش از جا بلند شد و ایستاد. بازدمش را بیرون فرستاد و خطاب به صادقی گفت:
- تو می‌دونی نصیر روی اومدن غریبه‌ها حساسه، می‌دونی و با این وجود یکی که نمی‌شناسی رو آور

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کوهیار در رمان آنتوریوم کوهیار
تصویر شخصیت مهتاب در رمان آنتوریوم مهتاب
تصویر شخصیت باربد در رمان آنتوریوم باربد
تصویر شخصیت باران در رمان آنتوریوم باران
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • هستی

    0

    بدترین اتفاق عمرم افتاد و اینجا از کوهیار خوشم اومد خدا منو ببخشه🩷

    ۳ هفته پیش
  • اقلیما نائینی | نویسنده رمان

    میبینم که یه سری سستی ها رخ داده👀🙂‍↔️

    ۲ هفته پیش
  • MARY

    0

    قهر نیستم ولی تا درست جبران نکنه بی ادبی شو راضی نمیشم🥲😂

    ۲ ماه پیش
  • نه هنوز کمشه

    0

    باید تنبیه بشه تا پاکسازی غرور

    ۲ ماه پیش
  • نه هنوز کمشه

    0

    باید تنبیه بشه تا پاکسازی غرور

    ۲ ماه پیش
  • پرمیس

    0

    فعلا هنوز نه

    ۲ ماه پیش
  • افسون

    0

    سلام عزیزم خسته نباشی ممنون گلم 🥰الهی برگشت میگه دلجویی ببخشیدولی منم میگم بهتره ازعذر خواهی آخه پوزش خواستن مثل این میمونه که توخیابان به یکی میگی ببخشیدتمام راهمون میریم امادلجویی صادقانه تره و اهمیت طرف ونشان میده حالااگه کشدار بشه که اقلیما جون بایدهزارتاپارت بنویسه بابت این حرفها طفلک ی🤣🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • اقلیما نائینی | نویسنده رمان

    سلام افسون جان مرسی از تو عزیزم❤️

    ۲ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    0

    من که هنوز قهرم. 😁 مهتاب چه زود میبخشه

    ۲ ماه پیش
  • اقلیما نائینی | نویسنده رمان

    صبر کنید حالا از دماغش درمیاریم این بخشش زودهنگام رو💅

    ۲ ماه پیش
  • ابی

    0

    باهاش قهرم باید گل میخرید .رفتارش زیادی اشتباه بود

    ۲ ماه پیش
  • اقلیما نائینی | نویسنده رمان

    چشم مجبورش میکنیم گل بخره

    ۲ ماه پیش
  • فرشته

    0

    فوق العاده بود مثل همیشه😍❤️

    ۲ ماه پیش
  • اقلیما نائینی | نویسنده رمان

    مرسی فرشته جان❤️

    ۲ ماه پیش
  • فرشته

    0

    بهترینی بانو جانم... خدا قوت عزیزم... خیلی ممنونم❤️

    ۲ ماه پیش
  • فرشته

    0

    بی صبرانه منتظر ادامه ی این رمان شاهکار هستم😍❤️

    ۲ ماه پیش
  • فن همه

    1

    اتفاقا به نظرم که مهتاب خوب موضوع رو تموم کرد چون دلیلی نداره آدمی که سرجمع ۵بار ندیده رو واسش ناز کنه،اون هنوز منطقیه😏😏😏

    ۲ ماه پیش
  • ابی

    0

    باهاش قهرم باید گل میخرید .رفتارش زیادی اشتباه بود

    ۲ ماه پیش
  • ابی

    0

    منتظر و چشم انتظار ادامههههه

    ۲ ماه پیش
  • ابی

    0

    واااا مهتاب من قهرم کافی نبود😂😂😂

    ۲ ماه پیش
کپی شد!