پارت بیست و دوم :

و بدین ترتیب بود که با تنه زدن هم به حافظ و هم به نوا، راهِ خود را به خانه باز کرد. به لطفِ درخواستِ سکوتِ نوا از حافظ هم بود که از گزندِ زبانش در امان ماند. درِ خانه که به دستِ حافظ بسته شد، صرفِ این ناهار هم سه نفره گذشت و زمان چنان دوید که به میزبانی دریچه‌ی آسمان را رو به شبِ سایه‌پوش گشود. شبی که جواهری درخشان از هلالِ ماه آویز بر گردنش پشتِ پرده‌ای نازک از خاکسترِ ابرهای رهگذر که با خ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!