پارت پنجاه و پنجم :

ای کاش همون شب اولی که دیدمش نجاتش میدادم، ای کاش ویسش رو زودتر برای خانواده اش می بردم، ای کاش فرصت اینو داشتم که ازش محافظت کنم.
اشک های داغم گونه ام رو سوزوند و نیکو کلافه از جا بلند شد:
-باز نمیشه!
من هم سرپا ایستادم و التماس کردم:
-توروخدا بازش کن یه جوری.
تند سر تکون داد و کلید رو توی قفل چرخوند:
-تلاشمو میک.....
چشم هاش گرد شد و مستقیم توی چشم هام خیره شد.
-ن....نیک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت ترنم در رمان جادوگر ترنم
تصویر شخصیت فرجام در رمان جادوگر فرجام
تصویر شخصیت سروین در رمان جادوگر سروین
تصویر شخصیت تیانا در رمان جادوگر تیانا
تصویر شخصیت کامیار در رمان جادوگر کامیار
تصویر شخصیت مبین در رمان جادوگر مبین
تصویر شخصیت ترلان در رمان جادوگر ترلان
تصویر شخصیت آرمه در رمان جادوگر آرمه
تصویر شخصیت متین در رمان جادوگر متین
تصویر شخصیت آرون در رمان جادوگر آرون
تصویر شخصیت آوش در رمان جادوگر آوش
تصویر شخصیت نیکو در رمان جادوگر نیکو
آخرین نظرات ارسال شده
  • یاسی

    2

    کی ادامش میزاری الان دو روز شده که قسمت ۵۵ رو گذاشتی بابا دارم از کنجکاوی میمیرمممم صبرم تموم شددد

    ۳ ماه پیش
  • سارا

    0

    جالب بود موفق باشی💚

    ۳ ماه پیش
  • فرشته

    0

    بهترینی بانو جانم❤️

    ۳ ماه پیش
  • فرشته

    0

    بی صبرانه منتظر ادامه ی این رمان شاهکار هستم😍❤️

    ۳ ماه پیش
  • فرشته

    0

    شاهکاری بی نظیر😍❤️

    ۳ ماه پیش
  • پریا

    5

    این رمان رو نباید پارت پارت خوند، باید یهویی همش رو تزریق کرد به مغز🥹🤩🫠

    ۳ ماه پیش
  • اتاناز

    3

    چرا ادمو تو خماری می زاری ۵ تا پارت بزار ببینیم آخرش چی میشه هی میگی ۱ روز دیه ۲ روز دیه توام شدی مثل بقیه دیر دیر پارت میزاری

    ۳ ماه پیش
  • اتاناز

    1

    چرا ادمو تو خماری می زاری ۵ تا پارت بزار ببینیم آخرش چی میشه هی میگی ۱ روز دیه ۲ روز دیه توام شدی مثل بقیه دیر دیر پارت میزاری

    ۳ ماه پیش
  • آیرا

    9

    یعنی میشه دفعه بعد که وارد دنیای رمان شدم ، اعلان بیاد که رمان جادوگر پارت هدیه داده اونم ۲ تا؟ به نظرتون میشه بچه ها ؟ کسانی که موافقن لایک بزارن که دینا جان ببینه 😉

    ۳ ماه پیش
  • یاسی

    5

    دوتا برا برطرف کنجکاوی کمه ۳ تا خوبه🥺

    ۳ ماه پیش
  • زهرا

    0

    دینا خداییش رمانت یکی از بهترین هایی که خوندم، واقعا داستانش خیلی زیباست، ولی من فکر کنم چون قربانی ها کامل نبودن شاید هیربد نتونه کامل دووم بیاره و بمیره🤣

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    عالیتر از همیشه بود خسته نباشید ممنون

    ۳ ماه پیش
  • آیرا

    1

    دینا ، دینا. دینا، دختر تو فوق العاده ای هر چی بگم کم گفتم ، تو فوق العاده ای

    ۳ ماه پیش
  • هانا

    0

    وای نه فکر کنم تا ترنم نمیره طلسم شکسته نمیشه یا اینکه طلسم شکسته ؟ من نفهمیدم چی شد

    ۳ ماه پیش
  • Nana

    10

    نهههه من منتظر نیروی ترنم بودم بیچاره نیکو

    ۳ ماه پیش
  • هلن

    2

    ترنم تا سال تموم نشه نمیتونه نیروشو بگیره فکر کنم جشن فارغ التحصیلیش قراره یک اتفاقی بیفته

    ۳ ماه پیش
  • نفس

    0

    پارت هیجانی و فوق العاده ای بود خیلی از کارهای کثیف بدم میاد اصلا دلم نمی خواد اسمشو به زبون بیارم

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️