سماح به قلم پریسا حصیری
پارت سی و هفتم :
تیدا لبخند نرمی به رویش می پاشد و دست به زیر چشمانش کشیده می پرسد:
_سردت شده نه؟ قصه ی شبستر برات گفتم.
محمدعلی اما با لبخند دلگرم کننده ای دستانش را می فشارد:
_مهم نیست، من از این به بعد دوتا گوش شنوا دارم که حرف هات رو بگی دخترخوب، فقط...!
تیدا پرسشی سر تکان می دهد:
_فقط چی؟
محمدعلی سر پایین می اندازد و با شرمندگی می گوید:
_وقتی رفتیم داخل بگو
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

هستی
2به نظر من محمد علی بهترین فرده برای تیدا چون با اینکه گذشتش رو شنید بازهم قضاوتش نکرد و تحت فشارش نذاشت و گذاشت خووش تصمیم بگیره تا اذیت نشه👌🏻💕از بین شخصیت ها محمد علی بیشتر از از همه دوست دارم چون برای اذیت نکردن عشقش هرکاری می کنه حاج سلیم هم با اینکه بُعد های منفی داره بازهم خوبه عالی بود🌸☺️