پارت هشتم :

- تو از ماهور بگو!

چجور پسری بود؟ چطور آشنا شدید و بهم زدید؟ قصد تون از دوستی ازدواج بود؟

دلانا چشمانش گشاد شد و دهانش نیمه باز ماند!

- یه نفس وسطش بکش بابا!

همین طوری پشت هم سوال می پرسی!شروین خندید و تکه ای از کیک شکلاتی را ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!