لعبتی به طعم شوکران به قلم لیدا صبوری
پارت پنجم :
پدرِ من؛ دکترا که بیخود حرف نمیزنن؛ باور کنید اینطوری شاهرخ فقط عذاب و درد رو تجربه میکنه شما دلت رضا میشه بچه ات عذاب بکشه!
قربون چشماتون برم اجازه بدید دستگاهها رو قطع کنن شاهرخ به آرامش برسه؛ برادر بینوام خسته شد بس زجر کشید!
حاج علاء ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

ثنا
0شهاب نسبت به پدرش منطقی و عاقل تره مرتیکه طلب داره از عروسش