جادوگر به قلم دینا قاسمی
پارت پنجاه و سوم :
سروین سر تکان داد و بال های سبز رنگ "تینکربل"اش را تنظیم کرد:
-چقدر استرس دارم!
کامی ناموفق در نگه داشتن خنده اش گفت:
-با این لباسا نمیتونم جدیت بگیرم.
خودش هم "پیترپن" بود و دست کمی از سروین نداشت.
فرجام دستش را توی جیب شلوار جین "بوت کات"اش فرو کرد و دستی به جلیقه ی چرمش کشید. با آن کلاه لبه دار و بوت های چرم نوک تیز، قیقا شبیه گاوچران ها شده بود!
با سر به تیانا اشاره زد:
-
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

دینا قاسمی | نویسنده رمان
برای نوه نتیجه هاشون ایشالا باید یه سی سالی صبر کنید من که در توانم نیست😭😅
۴ ماه پیشترنم ناامیدی مطلق
0انشالله ۲ سال یا فوقش ۳ سال بعد ما شاهد بچه های قدونیم قد ترنم و فرجامیم 😁
۴ ماه پیشآیرا
0چرا حس میکنم ترنم الان یه وضعیت خاص داره؟ نمیدونم چه وضعیتی ، ولی مطمئنم که عادی یکجا ننشسته و چرا حس میکنم اون دو نفر دیگه که طلسم هیربد با هاشون باطل میشه (فرد عادی و فرد قدرتمند) آزاد میشن و فقط ترنم میمونه ؟ من مطمینم یه بلایی سر ترنم میاد
۴ ماه پیش
دینا قاسمی | نویسنده رمان
اومم....نمیدونم🤭😭
۴ ماه پیشفرشته
0رمانی جذاب و دلبر که نمیشه از خوندنش دست برداشت❤️
۴ ماه پیش
دینا قاسمی | نویسنده رمان
✨️✨️✨️💜
۴ ماه پیشهلن
1وای وای نه نه نه من دلم میخواست اولین کسی که فرجام اونو می .....بوسه ترنم باشه نه اون عن خانم 😭😫
۴ ماه پیشآرزو
0البته فرجام اونو نبو .....سید خودش فرجام رو بو....س کرد
۴ ماه پیش
دینا قاسمی | نویسنده رمان
دقیقاااا بچم خیلیم خوبه
۴ ماه پیشیاسی
8خدایی ترنم چه رفیق های با معرفتی داره خدایا یا رفیق های ترنم رو به من میدی یا پولدار بشم😂
۴ ماه پیش
دینا قاسمی | نویسنده رمان
😭😭😭
۴ ماه پیشزهرا
0واییییی، نویسناه جون من تازه رمانتو شروع کردم و همشو از دیشب خوندم و به جرعت میتونم بگم که داستان متفاوتی که داری محشرههههههه، واقعا خیلی هیجان انگیزه ولی خب پارت بعدی کیه؟😅😅😅
۴ ماه پیش
دینا قاسمی | نویسنده رمان
عشقم روزای زوج پارت گذاریه گاهی هدیه هم میزارم
۴ ماه پیش....
0من الان دغدغه ام این نیست که ترنم ناامیدی مطلقه یانه من دارم به این فکر میکنم که زوج این داستان از آخر به هم میرسن یانه راستش خیلی از داستان یا حتی توی واقعیت برای عشقت باید بجنگی تا بعد از اون همه سختی اون همه انتظار بالخره طعم خوشبختی رو بچشی
۴ ماه پیش
دینا قاسمی | نویسنده رمان
چی بگم...مطمئن باش راه عشقشون آسون نیست.
۴ ماه پیشآرزو
0دینا جون اون آهنگی که توی *** گذاشتی و گفتی این آهنگ وایب آخر رمان رو میده هم حس خوبی بهم میده هم حس بد اینکه نکنه آخر رمان غمگین باشه من حتی توی کابوسامم اینو نمیتونم تصور کنم
۴ ماه پیش
دینا قاسمی | نویسنده رمان
اون آهنگ دقیقا همونیه که تصور میکنی...واقعا به آخر رمان میاد😭
۴ ماه پیشنفس
0مرسی عزیزم پارت قشنگی بود لطف کردی
۴ ماه پیش
دینا قاسمی | نویسنده رمان
💜💜💜💜💜💜
۴ ماه پیشزاده خورشید
0ترنم ناامیدی مطلق نیست😑
۴ ماه پیشزهرا
1خداکنه به خوبی وخوشی تمام بشه .تشکرفراوان😁🤭🙏موفق باشید
۴ ماه پیشنیلوفر آبی
1بینظیر بود خسته نباشید ممنون
۴ ماه پیشیاسی
2وایی ایرا جون این حرفو نزنن من حتی ازدواج فرجام با ترنم رو تصور کردم😂
۴ ماه پیشسایه
2دینایی امروز پارت هدیه بزار💕🙏
۴ ماه پیشفرشته
0بی صبرانه منتظر ادامه ی این رمان شاهکار هستم❤️
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم ناامیدی مطلق
2دیناجون قربونت بشم بیا منطقی فکر کنیم بر اساس آهنگی که توی چنل *** گذاشتی.دینا جون ما به یک kiss 💋 ( یعنی بو...سه😅 ) راضی نیستیم ها ما باید نبیره ها ، نتیجه ها و نوه های ترنم و فرجام و حتی عروسی شنو تو رمان بخونیم ولی واقعی دینا جون آخر رمان رو ترو خدااااا🙏 غمگین تمومش نکن