پارت پنجاه و دوم :

همانجا ماند، انقدر که سیاهی خجالت زده عقب کشید و ناپدید شد.
از جایش بلند شد و شال نیکو را از دور دستش باز کرد.
آوش داخل شد و بی حرف به فرجام خیره شد:
-اوکی ای؟
سر تکان داد:
-بریم این قضیه رو جمعش کنیم.
-من پرس و جو کردم، فردا هیچ حرکتی نمی تونیم بزنیم.
-چرا؟
از اتاق نیکو بیرون رفتند:
-پس فردا فستیواله...یادت نرفته که؟ نصف بچه ها توی جنگل دارن تزئینات می بندن، اعضای ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت ترنم در رمان جادوگر ترنم
تصویر شخصیت فرجام در رمان جادوگر فرجام
تصویر شخصیت سروین در رمان جادوگر سروین
تصویر شخصیت تیانا در رمان جادوگر تیانا
تصویر شخصیت کامیار در رمان جادوگر کامیار
تصویر شخصیت مبین در رمان جادوگر مبین
تصویر شخصیت ترلان در رمان جادوگر ترلان
تصویر شخصیت آرمه در رمان جادوگر آرمه
تصویر شخصیت متین در رمان جادوگر متین
تصویر شخصیت آرون در رمان جادوگر آرون
تصویر شخصیت آوش در رمان جادوگر آوش
تصویر شخصیت نیکو در رمان جادوگر نیکو
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • غزل

    2

    امیدوارم ماموریت نجات ترنم خوب پیش بره

    ۲ ماه پیش
  • هلن

    1

    امیدوارم همینطور که بچه ها به آرون شبیخون زدن باز اونا نقشه ای براشون نداشته باشن 🤲🤲

    ۲ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    انشالللههههه

    ۲ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    1

    وای چه هیجان انگیز..نکنه کسی صداشونو بشنوه؟؟

    ۲ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    دعا میکنیم نشونوه😭

    ۲ ماه پیش
  • نفس

    0

    پارت هیجانی و زیبایی بود ممنون

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    1

    عالی بود ممنون خسته نباشید

    ۲ ماه پیش
  • فرشته

    1

    عالی بود😍❤️ خداکنه ترنم رو نجات بدن😍❤️

    ۲ ماه پیش
کپی شد!