پارت نود و چهارم :

پس تشخصیم درست بوده. یاسر می‌توانست به سهیل مسلط شود! می‌توانست هروقت بخواهد او را خاموش کند. ولی نمی‌خواست!
چرایش را نمی‌دانستم. شاید هنوز آن قدری شخصیتش احساس امنیت نمی‌کرد. باید یک‌جا این را به رویش می‌آوردم. رو به سویل گفتم: غیر از اون خود دختر و پسر چون دارن توی رفت و آمد خونوادگی همدیگه رو می‌بینن، کار به اتفاقات رمانتیک نمی‌کشه. این وسط اگر به درد همدیگه نخورن و ازدواج سر ن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    یا ابوالفضل .. تبر😶 بابا این هفت خیلی خطرناکه..رسما دیوونست آرزو جان دمت گرم ما رو تو خماری گذاشتی

    ۲ هفته پیش
  • Nsri

    0

    وای چه موقعی تموم شد اخر از طرف هفت اومدن یاخداا سهیل یاسر کجایی بیاین بداد بچم برسین😥

    ۲ هفته پیش
  • عقیله

    1

    وای اوج هیجانشش تموم شدد

    ۲ هفته پیش
کپی شد!