پارت صد و چهل :

**اَبیش**
صدای سپاه دشمن در میان سنگ و آجرها رسوخ کرده و خود را به گوشهایمان می‌رساند.
یک سپاه بسیار بزرگ از شهر پیروز رسیده بود و روحیه‌ی افراد شاهزاده آتش بعد از شکستی که در معبد خورده بودند، جان تازه‌ای گرفته و با کوبیدن بر سپرها، با خروش خود، ما را به مبارزه می‌طلبیدند. ساعت‌ها می‌شد که سرو‌صدا راه انداخته بودند اما حمله را آغاز نمی‌کردند. سپاه ما از این انتظار شکنجه آور به

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ساجد

    4

    عالی مثل همیشه👌 سعیده جان این هفته امکانش هست پارت هدیه بزاری؟

    ۱ ماه پیش
  • سعیده نعیمی | نویسنده رمان

    بخاطر مشغله کاریم ممکنه نتونم پارت هدیه بذارم. اگر که نشد، سعی میکنم به جاش پارت اصلی رو طولانی‌تر بنویسم.🙏🙏🌹

    ۱ ماه پیش
  • ساجد

    0

    ممنون عزیزم🌹

    ۴ هفته پیش
  • پرنیا

    0

    ژیگس رو الان به ۱۰۰ قسمت مساوی تقسیم میکنه 😅😂

    ۱ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    وای ازین همه عشق که ابیش به ماسیس داره🥰🥰

    ۱ ماه پیش
کپی شد!