بها به قلم فاطمه عبدالله زاده
پارت چهل و دوم :
انتظار برای مرگ خیلی هم آسون نبود؛ با اینکه سعی می کردم خودم رو در لحظات آخر آروم جلوه بدم و با گریه و التماس حداقل مرگ تحقیر آمیزی نداشته باشم، اما هر لحظه که می گذشت چشم بستن و محکم بودن سخت تر می شد.
- هارلبرک! داری چه غلطی می کنی؟
با شنیدن صدای آشناش که از بین امواج و صداهای دیگه گذشت و به گوشم رسید، بی اختیار چشم هام رو باز کردم.
همه چیز در هاله ای از ابهام تارتر و ناواضح تر از ه
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
Fati
1اونجا که گفت من حتی بعد از مرگمم سرباز شمام دلمو شیکست، قصد و نیتش بد نبود🙂🙂...هر چند کارش خیلی بد و بی رحمانه بود اما ب عنوان سرباز کشورش دلاکرو این کارو کرد. نمی خواست اریک وادار ب این کار شه🤧🤧💔
۱ ماه پیشYas
2مگه میشه ی نفر انقدر خوب و جذاب و دوست داشتنی و با ابهت و مرموز و نازنازی😭😭😭😍❤️❤️ چه قشنگ گفت آیرین زن منههه کسی دست بش بزنه چشاتو درمیارم خورد و خاکشیرش می کنم مثل همین هالبرک احمق عوضی🗿💃💃
۱ ماه پیشHhhh
2درود بر شرفت مرددد😎🫂👌 می دونستم آیرین اشتباه مردشو انتخاب نکرده، اریک همیشه ازش محافظت می کنه دیگه نمی ذاره کسی اذیتش کنه😌🌝🌝🌝❤️ 🩹
۱ ماه پیشAvin
2چقدررر جذابی تو مرد🛐🛐🛐🛐 نمی تونم این حجم از ابهت و جذابیت رو توصیف کنم🤤🔥❤️🔥❤️
۱ ماه پیشفاطمه
2افرین اینجوری حساب کار دست همه اومد اریک اکر اینکار رو نمیکردی دیگه ازت ناامید میشدم آیرین عزیزم چقدر سختی کشیدی
۱ ماه پیشاکرم بانو
2وای چقد دلم حال اومد از این دفاعی که ازش کرد...
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Avin
1ولی بنده متوجه یه نکته غم انگیز شدم. اینکه اول فکر می کردم هالبروک و افرادش شورشین، اما بعد طوری در برابر اریک می لرزید انگار از جونش بیشتر دوسش داشت خیلی بیشتر از یک فرمانده براش احترام قائل بود هدفش نافرمانی و سرپیچی نبود. انگار بخاطر اریک می خواست این کارو بکنه🥲