پارت صد و هشتاد و ششم :

جاوید چند بد و بیراه نثار آنها کرد و پوران هم همراهی اش کرد.
اگرچه نگاه فروغ به بیرون خیره مانده بود، اما همه‌ی حواسش به صحبت‌های شاهین و حضور ناگهانی اش بود. سوالات زیادی میان کاسه‌‌ی سرش می‌چرخید، اما جرات پرسیدن نداشت. جاوید با تردید پرسید:
ــ یعنی تموم شد دیگه؟ خلاص؟
فروغ طاقت نیاورد و نگاهش را از بیرون گرفت و به صورت آرام شاهین چشم دوخت. نگاه شاهین پر تمنا به نگاه فروغ گر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!