پارت شانزده :

با این فکر دست در کیفم کردم تا گوشی‌ام را بیابم و به او زنگ بزنم. اما خبری از گوشی نبود!
اخمی روی پیشانی‌ام نشست و سرم را تا ته درون کیفم فرو برده و شروع به گشتن کردم. نبود که نبود. دستم را روی جیب مانتویم فشردم که ناگهان یادم آمد لحظه آخر در رختکن که مانتوی فرم را درآوردم، بیتا مرا به حرف گرفت و من یادم رفت گوشی را از جیب آن خارج کنم.
چشمانم را از روی کلافگی بسته و باز کردم و رو به هاش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت غنچه در رمان معشوقه مرداب غنچه
تصویر شخصیت اهورا در رمان معشوقه مرداب اهورا
تصویر شخصیت آرش در رمان معشوقه مرداب آرش
تصویر شخصیت فروغ در رمان معشوقه مرداب فروغ
تصویر شخصیت کامران خان در رمان معشوقه مرداب کامران خان
تصویر شخصیت بهار در رمان معشوقه مرداب بهار
تصویر شخصیت افروز در رمان معشوقه مرداب افروز
تصویر شخصیت مریم در رمان معشوقه مرداب مریم
تصویر شخصیت شیوا در رمان معشوقه مرداب شیوا
تصویر شخصیت پریسا در رمان معشوقه مرداب پریسا
آخرین نظرات ارسال شده
  • معصومه

    0

    یعنی کیه اهوراست ؟؟

    ۵ روز پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    جلوتر میفهمید جانم🧡

    ۵ روز پیش
  • سادات.۸۲

    0

    دختر چرا بی هوش شدی تف خوشم نمیاد دخترا ضعیف باشن

    ۱ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    کپ کرد یهو🥲

    ۱ ماه پیش
  • Biti

    0

    فکر کنم مدیر اهورا باشع

    ۱ ماه پیش
  • سرور

    0

    چرا.رومانها.ناصند

    ۲ ماه پیش
  • م

    1

    الان مثلا خیال کرد نشناسه بعد دو سال اینقدر شوکه شد یا از ترسش بود که بی خبر رفته،مگه عزرائیل دیده 😮🤔

    ۲ ماه پیش
  • نفس

    1

    وای غنچه چی شدی فکر کنم عزرائیل دید

    ۲ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    احتمالا😂🧡

    ۲ ماه پیش
  • افسون

    1

    هر چی بوده و هر اتفاقی تهش سرانجامش دکری و جدایی بوده پس درک اینکه الان چه جوری اهورا انتقام بگیره یا بگذره سخته تا بعد و حقشه غنچه یا نه

    ۲ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    آره ولی هنوز مشخص نشده چه اتفاقی باعث جداییشون شده🥲

    ۲ ماه پیش
  • رویا

    1

    خیانت به بی گناهی

    ۳ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    شاید🥲

    ۳ ماه پیش
  • رویا

    1

    خیانت به بی گناهی

    ۳ ماه پیش
  • نگار

    1

    وایی پس بالاخره همو دیدن خیلی پارت باحال و جذابی بود مرسی ازت عسیسم 💙💙

    ۳ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    بله بلاخره😁🧡

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️