عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت صد و ششم :
انقدر فکر ان شبی که چشمهایش را بسته بودم، و گولش زده بودم،توی ذهنم پررنگ بود که خودم تعحب کردم چرا باید انقدر به ان شب پرشور فکر کنم؟کلید را که انداختم به در.عطر خاصی در فضا پیچیده بود.کفشهای غریبه روی جاکفشی بود..در که باز شد،نیمرخ شهرام اصلاح شده و شیک شهرام روی مبل پذیرایی نشست توی قاب چشمهایم.جا خوردم.مادر از اشپزخانه بیرون امد و سینی شربت خنک را جلویش گرفت.
هر دو با صدای باز شدن در
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
Sajede
3اگه جای دلم میخواست موهای سرشو دونه به دونه بکنم البته فکر کنم کچل باشه😅😂 خیلی ازش بدم میاد.... خیلی آلاله رو اذیت کرده... الان مثلا اومده نازکشی ولی دیگه آلاله حرفاشو باور نمیکنه خب حقم داره
۲ ماه پیشSajede
3اگه جای آلاله بودم
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
نه حسابی مو داره تو کلیپا هست
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
😅😅😅😅💪
۲ ماه پیشابرا
3عالی بود شهرام به حرکت زده که دلمون خوش بشه به آینده این دتا
۲ ماه پیشSajede
2زیاد بهش امیدوار نباش یهو دیدی کلا غیب شد و رفت اونور آب... اصلا به هیچیش نمیشه اعتماد کرد خیلی دوروئه
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
😂😂😂 چه لحی باهاش
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ایشالاه
۲ ماه پیشنیلی
4سلام گلم این پارتش عالی بود همش غصه ی آلاله رو میخوردم این پارت رو خوندم خوشحال شدم
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم
۲ ماه پیشSajede
2آلاله خامش نشو فقط میخواد بازیت بده، این دفعه دیگه ساده نباش دختر فکر میکنم برات نقشه کشیده، گول چرندیاتشو نخور، باشه؟... نری ترکیه ها... قول بده باشه؟ لطفا نرو😐
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
بره ترکیه که بهتره....
۲ ماه پیشSajede
3مرسی عزیزم عالی بود.... ولی به نظرم آخرشم ترکش میکنه پس بزار ضربه روحی که دفعه قبل خورده بیشتر نشه حداقل اینطوری بهتر می تونه باهاش کنار بیاد... نظر من اینه ولی خودت بهتر صلاح شونو میدونی... چی بگم دیگه...
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ایشالا آخرش...
۲ ماه پیشSajede
3صبر میکنم قشنگم..... مرسی که انقدر مهربونی.... مرسی که برامون رمان زیبا مینویسی.... بهت افتخار میکنم و خوشحالم که نویسنده ای مثل تورو پیدا کردم.... 🥰🥰🥰
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنونم مهربونم🥳🥰
۲ ماه پیشنگین
2یه دونه ای مهشاد جون! آنقدر قشنگ و متفاوت می نویسی نه مثل بقیه س نه تکراریه همه صحنه های عشقولانهش جدیده یه دونه تکراری و لوس نداره کاش زودتر می اومدی تو سایت برامون بنویسی.الاله و ترکیه؟؟؟ چی می شهههه🥰💥🤭🤭🤭🤭
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزمی
۲ ماه پیشنسترن
2خیلی ممنون خانوم نویسنده 🌹
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزبزی
۲ ماه پیشزهرا خ
1خوبه بسیار عالی شهرام خان، بهترین کارو میکنی بایدم آلاله رو با خودت ببری
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ببره با کی اخه؟؟؟
۲ ماه پیشفریبا
1Wow چه سوپرایز مرسی نویسنده جون ❤️🌹
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزی
۲ ماه پیشنسترن
3آخه چرا پارت جدید ارسال نمیشه عزیز جان
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
چون ویو اومده پایین! سرور باگ داره
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
اومد پارت جدید صبرررر
۲ ماه پیشنیلی
1سلام مهشاد جان پارت جدید پس کی میزارید ؟خواهشا مرتب پارت بزارید خیلی منتظریم😍
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
حتما نیلی جان...پارت اومددد
۲ ماه پیشمائده
3سلام چرا پارت ها طبق برنامه زمانی مه گفتید اپلود نمیشه
۲ ماه پیشنسترن
3اگه پارت هدیه بخوایم ازتون، توقع زیادیه آیا؟
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزم سعیمو می کنم...اما قول نمیدم.چون پارتام خیلی بلندن و در واقع دو تا پایان❤️
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
دو تا پارتن
۲ ماه پیشمینا
4چه عجب اقا شهرام بالاخره یه حرکتی زد. دل این دختر رو شاد کنه
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

شیوا
4ینی الاله از دست این شهرام ی نفس نمی تونن بکشه ! تا می گه چی شد می گه بیا بریم پاسارگاد😅😅😅 پارت تکی بود! مرررسی