آلفای من به قلم شادی سالاری
پارت شصت و یک :
از زبان ساروس
سعی داشتم متقاعدش کنم: «لیرا، واقعاً اونقدرها هم سخت نیست، فقط باید قلقش دستت بیاد، همین.»
الان توی حیاط پشتیِ خونه، روبروی هم چهارزانو نشسته بودیم و داشتم بهش یاد میدادم که چطوری از "پیوند ذهنی" (Mind Link) استفاده کنه. طبق قانون، اون نمیتونست رسماً "لونای گله" بشه مگر اینکه این کار رو یاد میگرفت و به کل شبکهی گله وصل میشد.
اینکه بگم وقتی اولش موضوع رو
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
