شیدای کافر به قلم الهه محمدی
پارت نوزده :
پریناز جدی شد و جواب داد ؛
-کدوم نمایش شهاب جان! پیشنهاد آقای کامرانی خیلی هم جدیه.
شهاب با بی حوصلگی گفت ؛
-خیلی از لطف و توجه ایشان ممنونم! اینقدر آدم مستعد و داوطلب زیاده که حد نداره .
پریناز با تعجب پرسید ؛
-یعنی حاضر نیستی بری تست بدی؟ اینطور که من آقای کامرانی رو دیدم بدون تست هم ...
میان کلام پریناز آمد و گفت ؛
-من اینجام تا زندگی خودمو به یه پایان خوب برسونم پرینا
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
رویا
1رمان عالیه .لطفا پارتهای بیشتری بزارین منونم❤️
۴ ماه پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
ممنونم از همراهیتون. چشم حتما ❤️
۴ ماه پیشچمران
2پارت هدیه بدین🥺🪷💐
۴ ماه پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
چشمممم
۴ ماه پیشمریم
1زیبا هستش شهاب چقدر گوش تلخه😎
۴ ماه پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
وای من اینقد شهابو دوس دارم 😂😂😂
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

م
1وای،خدا بداد سبا برسه،اینو با صد من عسلم نمی شه خوردش 😮