ساختمان سایه به قلم هانیه پروین
پارت نوزده :
وقتی کُتم را پوشیدم، وقتی شال را برعکس روی موهایم انداختم و وقتی با شلوار راحتی، پشت پراید مدل هشتاد و دویم پریدم... در تمام مدت، به خوبی میدانستم که او دارد از نقطهضعفم استفاده میکند. میدانستم دارم بازیچه دستش میشوم اما نمیتوانستم در خانهام بنشینم، تا او هر غلطی که دلش میخواهد را انجام بدهد.
مقابل ویلای دوبلکس نوساختی پارک کردم. روزی قسم خورده بودم که هرگز به اینجا برن
لطفا صبر کنید...
