پارت چهل :
- سوم شخص -
ویل بعد از یه بحث تلفنی بزرگ که تمام شب طول کشیده بود به خونه دیگو برگشته بود.
یکی یکی از پلهها بالا رفت و زنگ درو فشرد.
دلش میخواست هر چه زودتر کاتالینا رو ببینه، اون دختر تنها قشنگی زندگی کثافتوارش بود.
در توسط دیگو باز شد. یه سلام سرسری داد و سریع وارد خونه شد؛ اما برخلاف تصورش فقط آرس رو، نشسته رو کاناپه دید.
چشمای سرخش نشون میداد تمام شب رو بیدار بوده.
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
نظر منم همینه🫣
۳ ماه پیشگندم
1درنتیجه ارس میکشیم
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
🤣😔
۳ ماه پیشترنم
0وااای نمیدونم چرا این ویل نقش مزاحم رو داره انقد نچسب بهش برو پیش رامونا
۴ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
بچم😔😭
۴ ماه پیشگندم
0وا چطور دلت میاد
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
😂😔
۳ ماه پیشترنم
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
نتیجه اخلاقی این رمان: منتظر شاهزاده سوار بر اسب سفید نباش❗️
۴ ماه پیشtannaz
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
دقیقااااا🤣🤣🤣🤣🤣
۴ ماه پیشافسون
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
دقیقاااااا. باید تولیدیشو راه بندازیم😔😁🤣
۵ ماه پیشنیلوفر آبی
1محشر بود خسته نباشید تشکر فراوان 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹😍😍😍😍😍😍😍
۵ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
قربونت برمممم🥹🫶🏻
۵ ماه پیشAyriana
0وای یادم رفت برای جمله ویل ذوق کنم «اون دختر تنها قشنگی زندگی کثافت وارش بود..» ننه هفت دور دور سر تو میگردم آرس *** کیهه😭😭✨
۵ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
عشق منههههه😭✨
۵ ماه پیشAyriana
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
🤣😔
۵ ماه پیشAyriana
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
بهترین نصیحت🙏🏻
۵ ماه پیشAyriana
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
😭😭😭
۵ ماه پیشAyriana
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
عزیزمممممم
۵ ماه پیشAyriana
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
سیسی دخترشو تو وضع خیلی بدی دید، بهم ریخت(البته بازم حق گفتن همچین چیزی رو نداشت)
۵ ماه پیش۰۰۰۰
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
به به👀
۵ ماه پیشراز
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
هم بهش حق میدم، هم نمیدم. دیدن همچین فیلمی از دخترش واقعا تجربه بدیه اما بازم نباید همچین حرفی میزد
۵ ماه پیشنیلو
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
🙏🏻
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

گندم
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
من از همون اول گفتم و میگم ویل خیلیی از ارس بهتر