تب به قلم آیناز تابش
پارت یازده :
مثلاً میچپاندمان در ماشین بزرگ نوشابهای رنگش تا برویم بستنی نوش جان کنیم. به کمتر از چهار پنج اسکوپ هم قانع نمیشد. من اعتراض میکردم که طعمی جز شکلات دوست ندارم و همان یک اسکوپش کفایت میکند. بعد او با تمام صورتش میخندید و میگفت: "پس پنج اسکوپ موز شکلات برایت میگیریم عمو جان." ازدواج او سر چهل سالگی هم شد مثل بستنی خوردن من. فقط زن عمو رعنا را دوست داشت؛ ولی پنج اسکوپه دوستش داشت
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
