لاوین ماه زادهی نور به قلم لیدا صبوری
پارت چهل و سوم :
- دیگه آسیبی وجود نداره؛ مخصوصا برای لاوین!
پدر با جدیت عصایش را به زمین سرد بیمارستان کوفت و صدایش در فضا پیچید!
- وجود نداره؟ نمی بینی دخترم کجاست؟! روی تخت بیمارستان؛ تمام بدنش آسیب دیده؛ تو توی این چند وقته بلایی نبوده که سر دخترم نیاورده باشی؛ لاوین مظلوم من هم روح و هم جسمش صدمه ی جدی دیده؛ پسر جون تو بچه ام رو به مرز نابودی و مرگ کشوندی؛ دیگه آسیب از این بیشتر؟!
آریا سمت پن
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

لیدا صبوری | نویسنده رمان
عزیزممممم🤭
۲ ماه پیشساناز
1لاوین در راه بهشت زهرا آریا: دیگه آسیبی وجود نداره 😐😐
۲ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
وای یعنی عاشق تحلیل های بامزه ی شما عزیزانم😄
۲ ماه پیشمیم
2انگار خودشونم ازواقعیت می ترسیدن که البته از اکرم هیچی بعید نبود و اینقدر مهم هم نبود پدر ژنتیکش کی بوده،اما حالا دیگه مجبورن قبول کنن آریا این راهو تا آخر بره 🤔🙏🏻❤️
۲ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
معلوم نیست در ادامه چی پیش میاد قشنگم بابد قدم به قدم همراهم باشید 💖💋
۲ ماه پیش...
2خب خداروشکر مشکل با اریا حل شد الان فقط مونده پدر لاوین که اونم جوری که اکرم میگفت ادم خوبی بوده و امیدوارم ادم خوبی باشه واقعا
۲ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
باید دید در ادامه چه چیزی منتظر لاوین و آریاست
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ساناز
2حالا لاوین فهمیده تخم ترکه اشی چیه به باباش پشت کرده 😒😒😒😒