رد بوسه هایت به قلم سمانه حسینی
پارت سی و پنجم :
نشستم کنار میترا تا زمان ملاقات فرزاد شود بلکه بتوانم ببینمش. از هیچکس هیچ خبری نبود به جز فرنوش که یکی دوباری تماس گرفت و گفت از سرکارش نتوانسته مرخصی بگیرد و کارهای دانشگاهش هم زیاد است اما صدایش از پشت تلفن میلرزید و معلوم بود هنوز هم حال خوشی ندارد. بالاخره خانم پرستار اجازه ی دیدن فرزاد را به من داد و برای چند دقیقه ایی توانستم فرزاد را ببینم. تا وارد اتاق شدم از دور خندید و با صدای آ
مطالعهی این پارت حدودا ۲۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
مرجان
1سمانه جان توی عکس بهش میخوره بَد بوی باشه ولی امیر علی تا اینجا که خوندم خیلی آقا و آرومه،توروخدا بگو که شخصیت شیطونم داره این پسر😂😵 💫
۲ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
شیطون بازیاش و رو نکرده پسرمون🙈🤩
۲ ماه پیشمرجان
1پس من غششششش🤭😂😂😂
۲ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
حسابی غش😁
۲ ماه پیشسرو
1آخه کشته مرده زیاد داشت اگه می گفتم تریلی ۱۸ چرخ از رو اونها هم رد میشد😂😂
۲ ماه پیشمرجان
1پس به فکر طرفداراش بودی😂
۲ ماه پیشسرو
1آره دیگه گناه داشتن طفلکیا
۲ ماه پیشمرجان
1منتظرم زودتری فردا بشه پارت جدید و بخونم 🫠
۲ ماه پیشمرجان
1عکس امیر علی و عشق است😂😜😝
۲ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
یه دلبرانه گذاشتم دیگه 😜
۲ ماه پیشSajede
2خداروشکر بالاخره حال فرزاد هم خوب شد و داره از بیمارستان مرخص میشه. انگار زن دایی چندان از فرناز جون خوشش نمیاد اما اشکال نداره به قول فرناز جون چشم حسود کور بشه 😅 دستت درد نکنه سمانه جون لطف کردی عزیزم پارت عالی نوشتی🥰😘
۲ ماه پیشSajede
3با اینکه هر چقدر هم ازت تشکر کنم بازم کمه 😅اما، این قدردانی کوچیک رو از من بپذیر گلم 🌹😊
۲ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
🫠🫶🏻قربونتتتتت
۲ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
فدای تو ساجده ی مهربونم😘🥰
۲ ماه پیشمیم
3تازه داشتیم لذت می بردیم از تیر فرناز که صاف تو چشمای زهره خورد که باز با داستان لیلی برگشت،کاش دسته گلو قبول گرفته بود 😠🥺
۲ ماه پیشنیکو
3آره کاش میگرفت دسته گل و😭
۲ ماه پیشSajede
2بنده خدا هر وقت میاد یه آب خوش از گلوش پایین بره زنداییش با اون چشماش زل میزنه بهش بدبخت حول میکنه نمیدونه داره چیکار میکنه 😅😂
۲ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
از دست این زن داییش آسایش نداره🤦🏻♀️
۲ ماه پیشSajede
2دقیقا حرف دلمو زدی 😁
۲ ماه پیشSajede
2حالا حرص نخور باشه ... اگه شرایط آب وهوایی مساعد شد اونم به موقعش ... 😅
۲ ماه پیشمرجان
2کاش زودتری پس فردا بیاد بازم پارت داشته باشیم 🤧🫠
۲ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
بازم پارت داریمنگران نباش🤩
۲ ماه پیشSajede
2جدا بازم پارت میزار فردا میشه فردا دوتا پارت بزاری؟ اگه اینطوری بشه من ذوق مرگ میشم🥺
۲ ماه پیشمرجان
2حالا ندیده و نشناخته از کسی بدم نیومده بود که الان اومد 😐😑(لیلا منظورمه )
۲ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
حق داری بدت بیاد😁
۲ ماه پیشSajede
2ولی آره منم 🤭
۲ ماه پیشمرجان
2سلاااام🖐 خودم به جای تمام کسایی که کامنت نمیذارن .کامنت میزارم پس غمت نباشه سمانه جون 🤗😂
۲ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
مرجان قشنگ خودمی😘😍
۲ ماه پیشمرجان
1فداتشم عزیزم🤭😂
۲ ماه پیشSajede
1آفرین کار خوبی میکنی 👍
۲ ماه پیشMohad76
1ممنونم نویسنده جان پارت بلندی بود خوندنش چسبید💖🌺
۲ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
خداروشکر عزیزم🥰
۲ ماه پیشفاطمه
3عالی بود ولی بیشتر بذارید یک روز در میان کمه ما طاقت نداریم
۲ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
رو چشمم فاطمه جانم🥰
۲ ماه پیشمرجان
3سمانه جان من قول میدم به جای همه کلی برات نظر بنویسم توام قول بده اینجوری پارت طولانی بدی باز .خیلی خووووب بودددد😭🥰😍
۲ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
به عشق خودت پارت بلند میذارم🤩
۲ ماه پیشمرجان
1مرررررسی عزیزمممم😍🥰
۲ ماه پیشسرو
4ازبس بی .... هستن که کامنت نمیذارن هوییی بچه ها دلم برای همتون تنگ شده حتی اون ینفر 😂😂 ولی خدایی حواسم هست هیشکی سراغم رو نگرفت خیلی نامردین
۲ ماه پیشصدرا
3برو بابا من سراغت و گرفتم اتفاقا جوابم و ندادی😒
۲ ماه پیشسرو
3خنگ دارم میگم که گوشیم گ و ز ی ده خاموش میشه تا میام تو برنامه الان هم فهمیده خیلی دلم تنگ شده باهام راه آمده
۲ ماه پیشصدرا
3ای 🐕 تو موبایلت پاشو بریم واست موبایل بخرم😁
۲ ماه پیشسرو
3اتفاقا گوشیم خیلیم خوبه چرا فقط میام دنیای رمان دستشویش میگیره نمیدونم
۲ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
همین الان به پشتیبانی پیام دادم ایشالا درست میشه 😘
۲ ماه پیشمرجان
2من دیدم این چند روز چقد کامنتا کمه بگو تو نبودی دختر🫠💔
۲ ماه پیشسرو
2آره دیگه سردستشون نبوده همه پراکنده شدن بذار برنامه درست بشه خودم دوباره جمعشون میکنم
۲ ماه پیشمرجان
2چرا دنیای رمان از وقتی بروز شده بدتر شده قبلا که خیلی بهتر بود🫥🫥🫥💔
۲ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آره به مشکل خورده🤦🏻♀️ به پشتیبانی اطلاع دادم
۲ ماه پیشسرو
3سلام بچه ها من با دنیای رمان به مشکل خوردم هروقت میام تو برنامه هنگ میکنه و خاموش میشه گوشیم 😢😭🤧
۲ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
ای وای چرا 🧐 مشکل از موبایلته به نظرت یا از اپلیکیشن؟
۲ ماه پیشسرو
3نمیدونم فقط تو برنامه میام اینجوری میشه الان هم صفحه ی اصلی یجوری شده و استوری ها رو ندارم
۲ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
نگران نباش عزیزم پیام میدم بهشون درست میکنن
۲ ماه پیشسهیلا
3ای وای دلم واست تنگ شده بودددددددددد ☹️ هی دیدم نیستی از سمانه پرسیدم گفت خبر نداره ازت
۲ ماه پیشسرو
3دل منم برات تنگ دختر هلاک شدم تو چند روز فکر کنم ۱۰ روز بیشتر شده
۲ ماه پیشسهیلا
3خدا کنه اپلیکیشن درست بشه بازم کامنت بازی کنیم☹️
۲ ماه پیشسرو
2آی گفتی ای کاش زودتر درست بشه
۲ ماه پیشمریم
2سلام اتفاقا امروز گفتم مخاطب بانام سرو نیستش 🖐🖐🌹🌹
۲ ماه پیشسرو
2مرسی گلم که سراغم رو گرفتی عزیزم
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نسیم
1این فرناز خانم ماهم کم کم داره نرم میشه ها اونم دلش با امیرعلیه😎😎