پارت سی و چهارم :

هلگورد که دوباره به آن قالب سردِ بی‌تفاوتش برگشته بود، انگارنه‌انگار که چه بلایی سر سیروان آورده، لبۀ شنلش را روی سینه‌اش کشید و به عقب چرخید. به همراهانش با سر اشاره کرد و بدون اینکه حرفی بزند فقط ثانیه‌ای به چشمان ترسیده و متعجب فرشته نگاهِ مرموز و سردی انداخت و از کنارش رد شد و از در رستوران بیرون رفت. حتی لبخند تمسخرآلود همیشگی‌اش را هم نزده بود.
دم درِ رستوران، یکی از اهالی که

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نیلوفر آبی

    0

    عالی بود ممنون خسته نباشید واقعا زیبا بود این پارت

    ۳ ماه پیش
  • Zeynab

    2

    شبیه پیرزن های فضول کوچه اطلاعات میگیره اگه شوهر اون زلدای عنتر نبود تعجب میکردم😂😂

    ۳ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    😂😂😂😂

    ۳ ماه پیش
  • اکرم بانو

    6

    بایدم اون زلدای جادوگر همچین شوهر انترمنتری داشته باشه

    ۳ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    🤣🤣

    ۳ ماه پیش
  • پری

    2

    پس شوهر زلداس، به هم میان دوتا..😂😒

    ۳ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    در و تخته جورن

    ۳ ماه پیش
  • میم

    2

    پس این شوهر زلداست،با اون همه ادعا ابن نکبت وراج،فضول شوهرشه 😏🙏🏻

    ۳ ماه پیش
  • Jolia

    3

    من که بی صبرانه منتظرم ببینم جریان هلگورد چی میشه

    ۳ ماه پیش
  • فرشته

    3

    چطوری این قدر دلبر می نویسی بانو جانم که قلب ما رو می بری و ذهن ما رو مشغول معماهای رمان می کنی؟❤️❤️❤️

    ۴ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    ❤️😍

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    1

    بابا بگو جریان آلفا چیه هرچند که میدونم به رئیس قبیله میگن آلفا ولی از آلفا بودن هلگورد سردرنمیارم که تو چه زمینه ای فعالیت داره

    ۴ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    یکم طاقت بیار جلوتر میفهمی😈

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️