پارت سی و سوم :

سیروان بلند به کُردی چیزی گفت. فرشته پرسید: چی می‌گه؟ چی گفت؟ یکی بگه. من کُردی نمی‌فهمم.
سیما در جواب فرشته گفت: خربازی شروع شد. می‌گه واسه چی اینجا کپیدی مرتیکه! این میز مال طایفۀ کردافشاره. باید همون جهنم خودت می‌موندی.
نازگل روی ران خودش کوبید.
ـ یا سید جعفر! الآن سیروان می‌زندش.

فرشته با طعنه گفت: کی؟ سیروان اینو بزنه؟ الآن هلگورد جوری بزندش که به مارمولک بگه زن‌دا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فرشته

    0

    هرچی بخونم، هزار بار هم بخونم، باز هم جذاب و زیباست😍❤️ دل می بره این رمان شاهکار❤️

    ۲ هفته پیش
  • شادی

    0

    پس این چیه ک هر کاری میکنیم نمیشه هیچ کاری کرد هخ

    ۲ هفته پیش
  • سرو

    0

    چه شود هلگورد تسخیر شده است وای خدا گرگینه هم باید باشه

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    نه گرگینه نیست. چون گرگینه میشه تخیلی.

    ۲ هفته پیش
  • ...

    0

    اره دیگه هلگورد آلفاست.گرگ سیاه عظیم الجثه

    ۲ هفته پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!