پارت سی :

قبل‌از اینکه فکرهای دیگری به مغزش خطور کند به اتاقش برگشت و لحاف را تا روی گوشش بالا کشید. کمی که سینه‌اش سبک‌تر شد، خوابش برد.
زیر آبِ دریاچه بود. سرش را از آب بیرون آورد. می‌خواست به بیرون شنا کند، اما از داخل دریاچه کسی مچ پاهایش را کشید. زیر آب فرورفت و صورت سیاهی پر از دندان‌های تیز دید. دهانش را باز کرد تا جیغ بکشد، اما فقط حباب بیرون می‌داد و آب در گلویش قرقره می‌شد. دست‌هایش

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فرشته

    0

    آخ آخ، خیلی سخته تجربه کردن چنین اتفاقی توی زندگی🥺💔

    ۲ هفته پیش
  • فرشته

    0

    رمانی شاهکار که هر لحظه جذاب تر میشه❤️

    ۲ هفته پیش
  • فرشته

    0

    رمانی جذاب و خاص و حرفه ای❤️

    ۲ هفته پیش
  • سرو

    0

    ای وای زلدای بی شعور چه بلای سر فرشته آورده

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    💀💀💀

    ۲ هفته پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!