هلگورد به قلم آرزو مهاجر
پارت بیست و نهم :
فرشته دهانش را باز کرد تا با او مخالفت کند، اما بعد کمی فکر کرد و سپس گفت: بعید میدونم همچین آدمی باشه. اینجوری که شما میگین افادهایه و هیچکس رو تحویل نمیگیره با اون زبون عینِ زهرمارش. فکر میکنم اونقدر از خودراضیه که حاضر نمیشه با هیچکس دوست بشه؛ اون هم کی؟ من، نوۀ آسو که دشمن درجۀ یکش محسوب میشه. همۀ اینها به کنار. کدوم آدم عاقلی بهخاطر دوستی میآد اینهمه هزینه م
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...
فرشته
0ای وای، هیچ اعتمادی به زلدا نبود و نیست! آخه چرا فرشته رفت پیش؟ حتما زلدا داره اذیتش می کنه🥺💔