پارت بیست و نهم :

فرشته دهانش را باز کرد تا با او مخالفت کند، اما بعد ‌کمی فکر کرد و سپس گفت: بعید می‌دونم همچین آدمی باشه. این‌جوری که شما می‌گین افاده‌ایه و هیچ‌کس‌ رو تحویل نمی‌گیره با اون زبون عینِ زهرمارش. فکر می‌کنم اون‌قدر از خودراضیه که حاضر نمی‌شه با هیچ‌کس دوست بشه؛ اون هم کی؟ من، نوۀ آسو که دشمن درجۀ یکش محسوب می‌شه. همۀ اینها به کنار. کدوم آدم عاقلی به‌خاطر دوستی می‌آد این‌همه هزینه م

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فرشته

    0

    ای وای، هیچ اعتمادی به زلدا نبود و نیست! آخه چرا فرشته رفت پیش؟ حتما زلدا داره اذیتش می کنه🥺💔

    ۲ هفته پیش
  • سرو

    0

    فکر کنم صحنه های خفن داستان شروع شد وباید لحاف تشک بذارم پیشم

    ۳ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    برواونورتر منم جاشم 💝

    ۳ هفته پیش
  • ...

    0

    وای نکنه اینا اذیتش کنن😱😱

    ۳ هفته پیش
  • ن س

    0

    زلدا و دار و دسته اش است

    ۳ هفته پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!