هنجار شکن به قلم الهه محمدی
پارت سی و هفتم :
ساعت از ۲ بامداد گذشته بود که مهمانان با تبریکی مجدد به آن خانواده، خانهی سامان را ترک کردند. آخرین گرده مهمانان نیز دوستان نورا بودند. هنوز هیجان آخر جشن، و نامزدی او را داشتند. بیشتر از خود نورا! اما کسانی مانند باربد حتی برشی کیک به دهان نگذاشت و جز اولین نفراتی بود که مجلس را ترک کرد.
تمنا همچنان سر و صدا میکرد و نورا را تا مقابل در حیاط دنبال خودش کشید. بتسا
لطفا صبر کنید...
