پارت بیست و سوم :
"زمان حال"
"گندم"
با کلی حرص به خاطر سروکله زدن با اون دیوونه وارد دفتر شدم. فکرم درگیرتر از این حرفها بود و فقط راه چاره میخواست.
روی صندلی نشستم و با حسرت به درِ قهوهایِ اتاق مهیار نگاه میکردم.
خیره و بدون پلک زدن چشمم روی دستگیرهی در بود. لعنتی... انگار درِ بهشت بود و اگر میتونستم بازش کنم همهی مشکلاتم حل میشد.
کاملا ناامید به سمتش رفتم و دستگیرهرو لمس کردم. Ø
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

صبا سروین | نویسنده رمان
عزیزممم😅💋
۲ هفته پیشزری
0پسره ی پرو 😒😒😖😖😂
۴ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
پرو خوبه دیگهه
۴ ماه پیشآدولفا
0بابا این پسره دیگه زیادی پرروئه. چیکار به خوراکی ها داری آخهه😭
۴ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
تو گیر خوراکیشی هنووز😅😅
۴ ماه پیشMahshid
0عااالی بود صبا جان کی میرسیم به پارت ما😭😭😭
۵ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
مهشید جانم تو که میدونی هنوز خیلی مونده😄😄♥️♥️
۵ ماه پیشMahshid
0طاقت ندارم کاش عاصی رو اینجا نذاری فقط فایل فروشی بذاری براش
۵ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
مهشید جانم😍😅 متاسفانه اونطوری فایده نداره و رمان اصلااا دیده نمیشه🙃
۵ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ممنونم قشنگم، هم تو هم مهشید به من خیلی لطف دارید♥️♥️
۵ ماه پیشزن پدرامم
0♥️♥️♥️♥️♥️♥️
۵ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
نمیدونم والا، معلوم میشه کم مونده!
۵ ماه پیشزن پدرامم
0امیدوارم 🫡😁♥️
۵ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ممنونم قشنگمم♥️💋😉
۵ ماه پیشزن پدرامم
0دورت بگردم من زنننن♥️😍🛐
۵ ماه پیشنورا
0اینننن پدرامممم رو مخ شده عالیییییییی بود😭💕
۵ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
عزیزممم😄😄♥️♥️
۵ ماه پیشریحان
0خسته نباشی گلم عالی بود ولی جای خیلی مهم تمومش شد بگو پارت داریم دیگه مردم از کنجکاوی بدونم چی میشه
۵ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
دور از جونت عزیزم، ولی فقط شبی یه پارت داریم😓
۵ ماه پیشمرید۱۱۰
0اونی که رو کیف گندم دستگاه شنود گذاشت پدرام بود یا مهیار
۵ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
اون ناشناس بود، و هویتش فعلا معلوم نیست😉
۵ ماه پیشهلیا
0بد جایی تموم شد ای کاش پارت دیگه هم داشتیم
۵ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
عوضش الان پارتو گذاشتم😄
۵ ماه پیشسهیل۲۹
0اخ پدارم چقد رو مخی تو اخه. 😂😂
۵ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
چرا؟ شیرینه که😅😅😎😎
۵ ماه پیشSara
0بگو که دو تا پارت داریم امشب😭
۵ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
🥲🥲🤦♀️🤦♀️
۵ ماه پیشافسون
0خوبی گلم خسته نباشی رندوم یکی یکی میان سر وقت گندم من موندم اگه یه سیبیل کلفت غسال بود باز هم اینقدر پیگیرش بودن🤣🤣
۵ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
واقعااا افسون جان! واقعاا😅👌
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Hani
1یکی از ارزوهام اینکه یه روز با پدرام برگر بخخورم