پارت بیست :

حورا:
قدم هام تند بود و صدای ضربان قلبم توی گوشم میپیچید.
فریال کنارم راه می‌اومد و هربار میخواست بازوم رو بگیره اما عقب کشید.
- حورا... عقلت کجا رفته دختر... الان وقت این کار نیست.
روبروش ایستادم.
نور زرد دیوارکوب ها صورتش رو خسته تر نشون میداد.
- پس کی وقتشه؟ وقتی خطبه عقد خونده شد؟ وقتی دیگه هیچ راهی نموند؟
صدام پایین اما تیز بود.
- باید برم پیشش... همین امشب... جلوش

این پارت به قلم دیبا کاف نگاشته شده است و مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت راشد در رمان شاه نشین تاریکی راشد
تصویر شخصیت اریکا در رمان شاه نشین تاریکی اریکا
تصویر شخصیت رایان اوتادی در رمان شاه نشین تاریکی رایان اوتادی
تصویر شخصیت دیان بغدادی در رمان شاه نشین تاریکی دیان بغدادی
تصویر شخصیت فریال بغدادی در رمان شاه نشین تاریکی فریال بغدادی
تصویر شخصیت فرحان بغدادی در رمان شاه نشین تاریکی فرحان بغدادی
تصویر شخصیت حورا درویش در رمان شاه نشین تاریکی حورا درویش
تصویر شخصیت فرهود بغدادی در رمان شاه نشین تاریکی فرهود بغدادی
تصویر شخصیت مرصاد فاروق در رمان شاه نشین تاریکی مرصاد فاروق
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • سارا

    0

    کنجکاوم بفهمم مرصاد اونجا چی کار دارههههههه

    ۳ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    تو پارت بعدی مشخص میشه

    ۲ ماه پیش
  • سارا

    0

    لعنتی چه قدر حس خفقان اور داشت این پارت😭😭کلی استرس داشتم خدا لعنت کنه اون شیخ کثافتو ببین چی کار میکنه

    ۳ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    🫠

    ۲ ماه پیش
  • سارا

    0

    وای مرصاد وارد شد💀💀💀💀وااییی پارت بعد چی قراره بشه

    ۳ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    😁

    ۲ ماه پیش
کپی شد!