شاه نشین تاریکی به قلم کیانا بهمن زاد و دیبا کاف
پارت نوزده :
با عصبانیت به سمتش چرخیدم و به دستش که بازوم رو گرفته بود نگاه خطرناک و هشدار دهنده ای انداختم که باعث شد سریع دستش رو از روی بازوم برداره و یه قدم ازم فاصله بگیره.
- میتونی حداقل مثل یه آدم باهام رفتار کنی؟
حتی پلک هم نزدم.
کوتاه و سرد جواب دادم:
- من دقیقا مثل یه آدم باهات برخورد کردم.
اریکا یه قدم جلو اومد.
صداش محکم تر شد اما خشمش از دل ترس میومد.
ترسی که انگار نمیت
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...