پارت صد و هفتاد و دوم :

از ماشین که پیاده شد، سرش گیج رفت و دنیا پیش چشمانش سیاه شد.
دستش را به در گرفت تا مبادا تعادلش را از دست بدهد و بیش از آن کمر خم کند.
سرش را بالا گرفت.
به خاج که با قدم‌هایی آرام؛ اما محکم سوی سوله قدم برمی‌داشت، چشم دوخت.
دلارا از ماشین عقبی پیاده شد.
خواست سوی بردیا بدود و مانعش شود؛ اما دو تن از افراد خاج جلو آمدند و دختر را محکم گرفتند.
فریاد دلارا در گوشِ بردیا پیچید

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان بازگشت گلوله شخصیت کیوان کیوان
تصویر شخصیت ثامر ولی زاده در رمان بازگشت گلوله ثامر ولی زاده
تصویر شخصیت های رز و برسام در رمان بازگشت گلوله برسام و رز
تصویر شخصیت خاج در رمان بازگشت گلوله خاج
تصویر شخصیت بردیا و برسام در رمان بازگشت گلوله بردیا و برسام
تصویر شخصیت بردیا در رمان بازگشت گلوله بردیا
تصویر شخصیت برسام در رمان بازگشت گلوله برسام
تصویر شخصیت رز در رمان بازگشت گلوله رز
تصویر شخصیت دلارا در رمان بازگشت گلوله دلارا
تصویر شخصیت کاور دیگری از رمان در رمان بازگشت گلوله کاور دیگری از رمان
آخرین نظرات ارسال شده
  • Asal

    0

    آخجوون برساام اومدد بزن دهن همه شونو سرویس کن مرد

    ۳ هفته پیش
  • زهرا 🩷

    1

    ابهت برسام🗿

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    👌🏻👌🏻😁😁

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    2

    ایول داریا برسام جون

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    👌🏻😍👌🏻😍

    ۴ ماه پیش
  • Niki

    1

    عاشق این هیجانات پارتم عالی بود نیلوفر جون🤩❤️

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خداروووشکر✨️🧡

    ۴ ماه پیش
  • ShodowTerror

    2

    عالی بود این پارت ولی جای امیرسام خالی که این صحنه رو ببینه

    ۴ ماه پیش
  • Roghayyeh

    1

    اگه امیر بود به گلوله راضی نمیشد که اول چشم دیگه شو کور میکرد بعد یکی یکی انگشتاشو میبرید حتما اخرشم اونجاشو می برید

    ۴ ماه پیش
  • Roghayyeh

    2

    اسکار بهترین بردار می رسد به برسام ولی زاده حیف گلوله بمونه تو تفنگ اونم حروم خاج کن مارو راحت کن

    ۴ ماه پیش
  • شیرین

    4

    خوب شد برسام زود رسید و آهیر و کشت وگرنه اگه بردیا می کشت عذاب وجدانش کم نمیشد بلکه بیشتر هم عذاب میکشید فقط آهیر می تونست به جای زل زدن به بردیا با دستش روی زمین بنویسه که ثامر زندس مرتیکه زبون نداشتی انگشت هم نداشتی؟

    ۴ ماه پیش
  • سارا

    1

    توف تو روح خاج ، بیشرف فکر همه جارو کرده بود

    ۴ ماه پیش
  • نادیا

    4

    وای من مردم برای جمله ی اخرش🥹🥹🥹از داداش من فاصله بگیر🤨😂

    ۴ ماه پیش
  • نادیا

    1

    این پارت واقعا واقعا عالی بود خیلی هیجان داشت کیف کردم اهیر به درک واصل شد😌😌

    ۴ ماه پیش
  • نادیا

    1

    ای جانم بالاخره برسام رسید🥹🥹🥹وای داشتم سکته میکردم

    ۴ ماه پیش
  • Ala

    2

    بزن به افتخار برسام که انقدر زود رسید👏(داداش میتونستی زودتر بیای😒چرا همتون دقیقه نودی میاین؟؟!!)

    ۴ ماه پیش
  • S.N

    2

    همین که رسید بردیا رو نجات داد بازم خوبه،فعلا که تنها کسی که بردیا رو نجات داده برسامه تو بقیه مواقع بردیا همه رو نجات میده خودشم گود بایییی

    ۴ ماه پیش
  • Fatemeh

    1

    وای آره راست میگه سر همین موضوع چقد بردیا و امیرسام باهم کل کل می کردن 😂😂 وای یادش بخیر 🥲💔

    ۴ ماه پیش
  • Hanaa

    2

    جونممم ابهتت از داداش من فاصله بگیر⚔️😂

    ۴ ماه پیش
  • ملینا

    1

    هرچی دلم برا کیوان سوخت برا اهیر نسوخت انقدر از دیدن برسام خوشحال شدم که هیچ وقت خوشحال نشده بودم نکنه دوره گر رو با گریم شبیهه اهیر حرومزاده کردن ولی خب همه چی نوشته خود اهیر بود زودتر فردا برسه یه پارت طولانی بخونیم نیلوفر جون خواهشا تو هفته ۳ بار پارت بزار بقران یادمون میره چی بوده قبلی

    ۴ ماه پیش
  • Nana

    0

    از داداش برسام فاصله بگیر خاج لعنتی

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️